جنایت یا حمایت؟

 امروز یه ویدئو به شکل گسترده توی سوشیال های مختلف شیر شد. در واقع یک سری هنرمند نام‌آشنا که دوستشون داریم از ما میخوان که اولا به بنیاد کودک کمک کنیم و دوما ویدئو رو بین دوستانمون به اشتراک بگذاریم. اصلِ این کار ابدا بد نیست و به نظرم خیلی خوبه که گروهی از آدم های مطرح جامعه بیان و بقیه رو ترغیب به کار خیر بکنند ( هرچند به شخصه این عمل رو چیزی فراتر از خیر می‌دونم به نوعی فکر می کنم که همه‌ی ما مسئول به انجامیم ) اما چیزی که خیلی ناراحتم کرد و واقعا ازش متاستف شدم، سازوکاری هست که سایت بنیاد کودک برای جذب حامی پیش گرفته.
شما وقتی وارد این سایت میشین میتونید کودکِ مورد نظر خودتون رو بر مبنای استان و شهر، میزان هوش و استعداد و وضعیت جسمی ( سالم یا بیمار) انتخاب کنید. اولین سوالی که اینجا مطرح هست اینه که چرا باید بین یه بچه‌ی با استعداد ( که استناد هم به معدل تحصیلی هست ) با معمولی تفاوت ایجاد بشه؟ اصولا با چه المان هایی میشه یه بچه که مشخصا شرایط زندگی مناسبی هم نداره رو معمولی یا مستعد معرفی کنیم ؟ این کار اخلاقیه ؟ درسته ؟
اما جنایت اصلی، زمانی هست که شما عکس این بچه ها رو میتونید توی سایت ببنید. بچه هایی که گاها بچه نیستند و تا ۱۸ سال هم سن دارند. سوال اینجاست که اگر روزی روزگاری این بچه عکس خودش رو توی سایت ببینه که به عنوان کودک “معمولی” معرفی شده، یا یکی از دوستانش عکسش رو بهش نشون بده که فلان جا به عنوان نیازمند معرفی شدی، چه تاثیری روی روح و روان اون بچه میگذاره ؟

بنیاد کوتاه به همین هم بسنده نکرده و برخی از خصیصه های فردی بچه ها رو هم نوشته، مثلا فلانی لکنت زبان داره یا یا اون یکی فلان مشکل روحی رو.

واقعا ما در چه مقامی قرار داریم که به خودمون اجازه میدیم ادم ها رو ( خصوصا این آدم ها که خیلی بیشتر از بقیه به برخورداری از حسِ برابری نیاز دارن ) رنک کنیم ؟

 هیچ تردیدی در نیت خیر این مجموعه نیست و کوچکترین شکی هم توی کمک های بی دریغشون به بچه ها ندارم. ولی واقعا این الگو از پایه مشکل داره و اگر امروز قراره یه بخشی از این مشکلاتشون رو حل بکنه، فردا مشکلات به مراتب بزرگتری رو براشون بوجود میاره.

5 دیدگاه برای “جنایت یا حمایت؟”

  1. نکته های بسیار دقیق و ریزی رو مطرح کردین
    حق کامل با شماست
    از این دست ندانم کاری ها متاسفانه زیاد شده و همگی من رو یاد دوستی خاله خرسه میندازن که در عین اینکه می خواد کمک کنه اما ….

    چی بگم والا…

  2. متاسفانه در جامعه ما این تفکر شکل گرفته که هرکار خیری باید جنبه دلسوزی داشته باشه، برای اینکه کسی رو ترغیب به کمک به یک فرد خاص کنیم حتی اگر این کمک مالی هم نباشه، یاد گرفتیم که یک مصیبت نامه بخونیم.
    درواقع کمک رو نه به خاطر نفس عمل و انرژی مثبت اون بلکه از سر دلسوزی و دلرحمی انجام میدیم، اینجاست که برای جلب این دلسوزی و دلرحمی از هر مصیبت سازی کوتاهی نمیکنیم حتی اگه به قیمت نابود کردن و از بین بردن شخصیت و عزت نفس مددجو باشه

  3. با احترام به دغدغه شما به حفظ حرمت نیازمندان؛ لازم به توضیح است که این رویه بسیاری از موسسات خیریه در تمام دنیاست حتی بزرگترین موسسه خیریه کودکان در ایالات متحده هم از همین روش استفاده می کنه که اطلاعات کامل کودکان رو برای انتخاب کودکی که می خواهید اصطلاحاً سرپرستی سا حمایت مالی کنید در اختیار می ذاره. به نظر من از آنجایی که این کار با رضایت کودک و اولیای نیازمندش صورت می گیره ایرادی نداره. البته این که انتخاب ما برای کمک باید بر چه معیاری استوار باشه بحث دیگری است. شاید اساساً رویکردی اخلاقی باشه یا انتخابی نااخلاقی (منظور از نا اخلاقی اینه که ربطی به مبانی اخلاقی نداره و عملی است کاملاً سلیقه ای)

  4. صرف نظر از اينكه اساسا تعيين چنين معيارهايي اخلاقي نيست، حداقل مي تونستن دسترسي به اطلاعات و عكس و … كودكان را به افرادي كه واقعا قصد كمك دارند محدود كنند مثلا امكان عضويت در سايت و مشاهده پروفايل كودكان رو براي اونها فراهم كنند يا … نه اينكه هر كسي كه وارد سايت شون مي شه با هر قصد و نيتي امكان دسترسي به اين اطلاعات رو داشته باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.