مورد عجیب بانک ملت

من مشتری بانک ملت نیستم و بجز حسابی که حدود ۱۰ سال پیش باز کردم و همون موقع‌ها کارتش رو گم کردم و دیگه سراغش نرفتم، تمام مواجهه‌ی من با این بانک برخورد با بیلبوردهای متفاوت و البته مفصلش در سطح شهر بود. تابلوهایی که در یک فصل به شکل برعکس اکران شدند و کلی نقد و نظر پیرامونش دادند که نباید لوگو رو برعکس کرد و فلان کرد و الخ.

ادامه خواندن “مورد عجیب بانک ملت”

محتوا پادشاه نیست

من سخنران خیلی خوبی نیستم، حداقل خودم اینطوری فکر می‌کنم. ضمن اینکه خیلی روی استیج و پشت تریبون رفتن رو هم دوست ندارم و به نظرم آدم باید خیلی خیلی بدونه و مسلط باشه که بتونه توی این پوزیشن با ملتی حرف بزنه. برای همین خیلی کم پیش میاد که تو یه ایونت صحبت کنم. تو کنفرانس بازاریابی محتوایی با توجه به اطلاعی که از مضمون و موضوع ارائه‌ی باقی سخنران‌ها داشتم، به نظرم رسید که می‌تونم حرف‌هایی بزنم که احتمالا مکمل سایرین باشه و بدرد مخاطب بخوره. انشالله که این اتفاق بی‌افته.

سعی کردم فرم تازه‌ای برای ارائه بسازم. مقاله‌ای نوشتم -که در ادامه می‌خونیدش- و عینا همین متن رو روی اسلاید آوردم و توضیحاتی رو شفاها میگم. این مطلب پیش از ایونت پیش‌نویس شده و طوری زمان‌بندی‌ش کردم که بلافاصله بعد از صحبتم در کنفرانس منتشر بشه. انشالله که زمان‌بندی به هم نخوره 🙂

ادامه خواندن “محتوا پادشاه نیست”

تجربه‌ی من از دوچرخه سواری با بی‌دود

امروز دو تا «اولین تجربه» داشتم که دومی خوردن گوش فیل و دوغ بود و اولی، دوچرخه سوار شدن توی شهر! طبیعتا مورد اول جای بحث زیادی نداره و آنچه پس از این می‌خونید، ماجرای من با کسب‌وکاری به اسم بی‌دود هست که امکان استفاده‌ی اشتراکی از دوچرخه‌ رو در سطح شهر تهران فراهم کرده.

ادامه خواندن “تجربه‌ی من از دوچرخه سواری با بی‌دود”

درباره‌ی وبلاگ (۲) چرا وبلاگ بنویسیم؟

اگر پست قبلی این سری مطلب رو خونده باشید، احتمالا به قدر کافی از وبلاگ نویسی ناامید شدید. توی اون پست من از دلایلی که باعث شده بلاگرهای کمتری فعال باشند و ترجیه و تمایل‌شون به سمت شبکه‌های اجتماعی بره حرف زدم، و البته در آخر این رو هم اضافه کردم که ماجرا به این بغرنجی‌ای که به نظر می‌رسه نیست و هنوز هم میشه دلایل خوبی برای وبلاگ نوشتن پیدا کرد. چرا پست قبلی رو نوشتم؟ چون معتقدم کسی که می‌خواد وبلاگ بنویسه، اولا باید بدونه در امتداد مسیرش با چه ماجراهایی مواجه میشه و ثانیا باید متوجه باشه که وبلاگ نویسی اون‌قدرها هم کار ساده‌نیست، حداقل به سادگی قبل نیست.

ادامه خواندن “درباره‌ی وبلاگ (۲) چرا وبلاگ بنویسیم؟”

چند پیشنهاد برای ویرگول

ویرگول اگر تنها استارتاپ محتوامحور ایران نباشه، حتما موفق‌ترین اون‌هاست. به نظرم این استارتاپ کم سروصدا و پرکار، تونسته ناجی وبلاگ‌نویسی در ایران باشه و توده‌ی جدیدی از بلاگرها رو به جامعه معرفی کنه. در کمال صداقت، من در ابتدای شروع بکار ویرگول خیلی معتقد نبودم که این استارتاپ می‌تونه موفق بشه، اما خوشحالم که حالا نظرم اشتباه از آب درومده و تبدیل به جایی شده که هرروز به تعداد کاربرها و علاقه‌منداش افزوده میشه. 

ادامه خواندن “چند پیشنهاد برای ویرگول”

چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟

وقتی عنوان این پست رو نوشتم، دیدم که چقدر ترکیب کلمات به اسم کتاب «چرا کشورها شکست می‌خورند» نزدیکه، و عجیب‌تر اینکه چقدر ماهیت آن‌چه در ادامه خواهم نوشت به محتوای کتاب مذکور شباهت داره! اگر کتاب رو نخوندید، از لینکی که دادم نگاهی به دیباچه و مشخصاتش بندازید و در فرصتی تورقش کنید. خوندنش مستقل از اینکه کتاب جذابیه، بی ربط به موضوع این نوشته هم نیست.

ادامه خواندن “چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟”

درباره‌ی وبلاگ (۱) چرا وبلاگ نمی‌نویسیم؟

من هم مثل خیلی از آدم‌های فعال در جهان مجازی، وب رو از طریق وبلاگ درک کردم. دارم درباره‌ی دورانی صحبت می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی نقشی به پررنگی امروز نداشتند و کارکردهای متعددی که این‌روزها وب و موبایل یه زندگی‌مون اضافه کرده، وجود نداشت. چیزی که به اسم تلفن هوشمند می‌خریدیم در قیاس با ضعیف‌ترین ورژن از گوشی‌های اندروید امروزی، یک شوخی مسخره بود و عملا کار خاصی جز خواندن و گاها نوشتن نمی‌شد انجام داد.

ادامه خواندن “درباره‌ی وبلاگ (۱) چرا وبلاگ نمی‌نویسیم؟”

کنفرانس بازاریابی دیجیتال: از آغاز تا امروز

یکی از کارهایی که من  همیشه از انجامش لذت بردم، و توئمان همیشه به خودم گفتم که «این‌بار، بار آخره!» برگزاری رویداده! اگر دستی بر این آتش داشته باشید حتما از حجم استرس و فشاری که به برگزار کننده وارد میشه اطلاع دارید و توئمان می‌دونید که اگر ضرری ایجاد نشه، احتمال سود کردن هم در این کار خیلی کمه. البته، کم نیستند شرکت‌ها و موسساتی که به شکل تخصصی و متمرکز ایونت برگزار می‌کنند که خب، بحث‌شون با من و آرمان که تفننی درگیر این ماجرا شدیم متفاوته.

ادامه خواندن “کنفرانس بازاریابی دیجیتال: از آغاز تا امروز”

استارتاپ‌ها: بایدها و نبایدها

کسب‌وکارهای نوپا یا همان استارتاپ‌ها در چند سال اخیر و به طور اخص طی سال ۹۵، دوران پربار و البته پر فراز و نشیبی را سپری نمودند. ورود سرمایه‌گذاران بزرگ داخلی و خارجی، ورزیده و مجرب شدن فعالین این حوزه و هم‌چنین توسعه‌ی اقبال و دسترسی کاربران و مصرف‌کنندگان به خدمات و محصولات آنلاین سبب شد که استارتاپ‌ها، بخش قابل توجهی از بازار فناوری را در دست بگیرند و بیش از همیشه، جدی گرفته شوند. پتانسیل‌های فراوانی در ایران وجود دارد که آینده‌ی این عرصه را روشن و امیدوارکننده نمایان می‌کند که از آن جمله می‌توان به وجود استعدادهای بسیار، فراوانی جمعیت، جامعه‌ی جوان و مستعد اشاره کد. ادامه خواندن “استارتاپ‌ها: بایدها و نبایدها”

درباره‌ی نارنجی: چه‌کار باید کرد؟

همه‌ی ما نارنجی رو می‌شناسیم و احتمالا مستمر یا موردی از مطالب‌ش استفاده کردیم. از دوازدهم آذر تا به امروز، نارنجی به‌روز نشده و علت هم طبق خبری که روی سایت قرار گرفت و بعد حذف شد “دستگیری مدیر و بخشی از تیم تحریره‌ی سایت توسط یک نهاد نظامی/امنیتی” عنوان شد. با تایید خبر از طرف چند خبرگزای شناسنامه‌دار، احتمال هک شدن سایت منتفی و امنیتی بودن مسأله محرز شد.

مسأله چیه؟

مشخصا نمی‌دونیم! متاستفانه با وجود گذشت بیش از دو هفته از این اتفاق، اطلاعات “موثقی” که از این پیشامد موجوده، چندان از سطور بالا بیشتر نیست و به طور شفاف، علت و اتهام دستگیری بچه‌های نارنجی از طرف هیچ نهاد یا سازمانی مطرح نشده. در واقع هنوز نمی‌دونیم که مسأله مربوط به شرکت کارگزار نارنجی هست و یا خود نارنجی. اما از اونجایی که خبر این مساله از طریق خود نارنجی منتشر شده، احتمالاتی مطرح میشه که هیچ پایه و اساسی نداره و بهتره که باهاشون کاری نداشته باشیم.

چرا این مسأله مهمه؟

۱) نارنجی سایت مهمی تو صنعت IT ایرانه، تأثیرگذاری نبستا بالایی بین رسانه‌های آنلاین حوزه‌ی فناوری داره و واقعا جای خالی‌ش احساس می‌شه. از طرفی نارنجی بخشی از اکوسیستم IT ایران و یکی از رسانه‌های پررنگ در این بخش هست. به عنوان فعال این حوزه، برای من و کسب‌وکارم مهمه که بدونم دقیقا مسأله چیه و چرا/چطور این پیش‌آمد حادث شده.

۲) شاید اگر نارنجی سایت کوچک‌تری بود و آدم‌های اون ناشناخته‌تر، بحث‌های این چند روزه اصلا طرح نمی‌شد و پیگیری‌های ناقصی که تا به امروز انجام شده رو هم شاهد نبودیم. اما نارنجی سایت بزرگی هست و مخاطبین خیلی زیادی داره. پست آخر نارنجی (+) حدودا بیست برابر بیشتر از سایر پست‌هاش و چیزی قریب به ۱۶۰۰ کامنت داره که همگی، پیگیری کاربران سایت از وضعیت مدیر و نویسنده‌گان سایت هست. همه‌ی اینها یعنی اینکه این رسانه مهمه و طیف‌های مختلفی از کاربران پیگیر اخبار مربوط به اون هستند. در این‌چنین فضایی، هرچقدر بیشتر بی‌خبری حاکم باشه، فضا برای نقدها و نظرها و تحلیل‌های توخالی بازتره و قطعا این چیزی نیست که مسئولین مد نظرشون باشه.

۳) افراد دستگیر شده، از دوستان‌مون هستند و اخلاقا موظف‌یم که پیگیر حال و احوال‌شون باشیم. فارغ ا اینکه اتهام چه هست و اینکه واقعا دوستان ما مجرم هستند یا نه، مایلیم و باید نسبت به وضعیت اونها مطلع باشیم.

چیکار باید بکنیم؟

تا وقتی چیزی ندونیم، منطقا کاری هم نمی‌تونیم بکنیم. پس تنها کاری که میشه و باید انجام داد این هست که سعی کنیم بیشتر بدونیم، به نحوی قانونی و در چارچوب شرایط و قوائد موجود. من در خصوص مسائل حقوقی اطلاعات محدودی دارم، ولی فکر نمی‌کنم پیگیری وضعیت دادرسی یک متهم از طرف افکار عمومی کار خلاف قانونی باشه. به نظرم مطلوب هست که رسانه‌های نزدیک به نهادهای ذی‌ربط در این خصوص پرسش‌گری کنند و تا جای ممکن ما رو از وضعیت بچه‌ها و روند پیگیری قضایی مطلع کنند. به عبارت بهتر، بیشتر از من و شمای کاربر، این رسانه‌ها هستند که مسئول‌ند تا پیگیر وضعیت همکار و هم‌صنف‌های خودشون باشند.

چیکار نباید بکنیم؟

جوگیر نشیم، چیزهای بی‌ربط رو به‌هم ربط ندیم و از ماهی‌گیران این آب گل‌آلود مجال جنبش رو بگیریم. احساسی برخورد نکنیم و سعی کنیم منطفی فکر و عمل کنیم. هیچکس خوشحال نیست و همه امیدواریم مسأله به بهترین شکل ممکن مرتفع بشه و دوباره نارنجی رو فعال و نارنجی‌نویس‌ها رو خوشحال و آزاد ببینیم.

// این پست رو نوشتم که اولا به اندازه‌ی خودم، پیگیر مسأله باشم و دوما، از اطلاعات مستند و مستدل دوستان بهره ببرم. فکر می‌کنم که بد نباشه هر کس نظری یا اطلاعاتی در این خصوص داره بنویسه تا شاید اتفاق خوبی بیافته، شاید.

همچنین بخوانید:

– نارنجی‌نویس‌ها چرا بازداشت شدند؟