چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟

وقتی عنوان این پست رو نوشتم، دیدم که چقدر ترکیب کلمات به اسم کتاب «چرا کشورها شکست می‌خورند» نزدیکه، و عجیب‌تر اینکه چقدر ماهیت آن‌چه در ادامه خواهم نوشت به محتوای کتاب مذکور شباهت داره! اگر کتاب رو نخوندید، از لینکی که دادم نگاهی به دیباچه و مشخصاتش بندازید و در فرصتی تورقش کنید. خوندنش مستقل از اینکه کتاب جذابیه، بی ربط به موضوع این نوشته هم نیست.


ادامه خواندن “چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟”

چرا در وب موفق نیستید ؟

بعضی از بچه های فعال تو وب یه مشکلِ مشترک دارن و اون عدمِ تمرکز هست . این عدمِ تمرکز زیر مجموعه هم داره که میشه از این شاخه به اون شاخه پریدن، عدم جدیت، کارِ موازی و الی آخر . مثلا فرد یا شخص کار روی یک پروژه رو شروع می کنه و بعد از یه مدت یا کلا اون رو بی خیال میشه و میره سمتِ پروژه جدید یا اینکه اولویت کمتری رو تو برنامه هاش بهش اختصاص میده . این میشه که الان خیلی ها هستند که چندتا پروژه باز دارن بدون اینکه هیچکدوم به نتیجه مشخصی رسیده باشه.

چرا ؟

من فکر می کنم این قضیه سه تا دلیل می تونه داشته باشه  . اولین عدمِ انتخابِ درست و منطقی هست . متاستفانه انتخابِ احساسی و لحظه ای بینِ ما خیلی زیاد شده . کم ندیدیم افرادیکه متاثر از حال و هوا و اقتضاعاتِ یه بازه زمانی خاص میرن سمتِ یه پروژه خاص . بعد از یه مدت که بیشتر درگیرش میشن می فهمم که اون بازدهی و برون دادی که مشخصا از کار میخواستند، یا ابدا عاید نمیشه یا به اون کیفیتی که متصور بودند نیست . این میشه که پروژشون یا کلا نابود میشه تا همینطور باز ولی مسکوت تا ابد باقی می مونه و جز هزینه چیزِ قابل توجهی براشون نداره .

دلیلِ دوم عدم شناخت هست . بابا بخدا قسم وب هم مثل هم محیطِ تجاری دیگه(اگر با دید تجاری بهش نگاه کنیم) نیاز به شناخت داره، آنالیز میخواد و باید سبک سنگین بشه . تازه اینها بخشی از مقدمات کار هست و خیلی نمی خوام وارد بحث های فنی-دانشی ماجرا بشم . کم نیستند دوستانی که دوست دارند خیلی سریع و با کمتری دانش و تجربه ای، کارهای بزرگ بکنن . نمیشه خوب !

دلیلِ سوم هم عدمِ توجه به کار گروهی هست . ما ایرانیها کلا تعریفی که کارگروهی داریم با تعریف”شراکت” یکی هست که خوب این دو تا کلا دو تا مقوله جداست . تا زمانیکه یاد نگیریم نمی تونیم همه کارها رو خودمون انجام بدیم هیچ توفیقی تو کار پیدا نمی کنیم . مثلا من خودم یه خط کد هم بلد نیستم بنویسم، از مدیریت سرور و مسائل فنی اون هم هیچ سررشته ای ندارم . حالا باید برم بمیرم ؟! یا اینکه بیام واردِ فیلدی بشم که بهش علاقه ای ندارم صرفا به این دلیل که بهش “نیاز” دارم ؟ خیر ! من یادگرفتم که باید تیم داشته باشم.

تو نوین یار همه سعیم رو کردم که تیم ورک رو جا بندازم که خدا رو شکر فید بکِ خوبی هم گرفت . حالا این راه البته ادامه داره خدا بخواهد : – )

چیکار کنیم ؟

فکر کنین . یعنی اگر ما این یه کار رو یادبگیریم نصفِ بیشتر مشکلاتمون حل میشه . یادبگیریم که یه وقتایی باید صرفا فکر کرد و فکر کردن رو جزئی از فرایندِ اجرایی پروژه بدونیم .

درست برنامه بریزیم . قبلش باید اصول برنامه ریزی رو یادبگیریم . اگر اهمیتِ این مساله رو بدونید هیچوقت هیچ کاری رو بدون فکر و برنامه شروع نمی کنید . برنامه داشتن کارها رو شیرین تر و روون تر می کنه . طوریکه وقتی یه مرحله میرین جلو، انگار کل کار رو به ثمر رسوندید .

نگاه کنید، خوب نگاه کنید . خدا رو شکر وبِ امروز ایران به یه بلاغتِ نسبی رسیده . خیلی خوب میشه افراد و شرکت های فعال رو زیرِ نظر گرفت و آنالیز کرد . نمیخوام بگم کپی کنید که راه به جایی نمیبره . میخوام بگم ببینید بقیه دارند چطور کار می کنند و شما ازشون ایده و الهام بگیرید . کالکشنی از مجموعه ایده و ها و الهام ها می تونه تو برنامه ریزی کلان کمکتون کنه .

پ.ن: یه دوره آموزشی کارآفرینی آنلاین رو داریم برای درسنامه آماده می کنیم که به نظرم برای همه، حتی بچه های فعال مفید هست . فکر کنم تا دو هفته دیگه ران بشه .