نُه گزاره درباره‌ی اسنپ

قبل از اینکه باقی این متن نسبتا طولانی رو بخونید، تذکر و تاکید به سه نکته رو لازم می‌دونم. اول اینکه، آنچه در ادامه می‌خونید سعی من برای نگاه به بحرانی رسانه‌ای از منظر روابط عمومی هست. مشخصا «من» نظراتی دارم که برایند احساس و اندیشه و مواضع «فردی»م هست که الزاما با موضع «فنی» یا تخصصی‌م همسو و یکسان نیست (هرچند فاصله‌ی بعیدی هم بین‌شون نمی‌بینم)

دوم اینکه، من دوسال در اسنپ مشغول به کار بودم و حالا نیستم. این «تجربه» رو عاملی بر سویه‌دار بودن نظر و رای‌م نمی‌دونم. هرچند کتمان نمی‌کنم که اسنپ رو دوست دارم، اما تعصبی هم بهش ندارم. درواقع نه در مورد اسنپ، که در مورد هرشرکتی که به هرشکل و نحو، مدتی بهش مشغول بودم و درش و براش کار کردم رو، بجز مواردی خاص، دوست می‌دارم و نوعی از احساس تعلق خاطر و گاهی تعهد برای خودم متصورم، اما این‌ها دلیل و معیاری برای چشم بستن بر حقیقت و واقعیتش نیست. علاوه بر این‌ها، رابطه‌ی من امروز با اسنپ، رابطه‌ی مشتری-فروشنده هست و از این منظر هم دید و رویکرد خودم رو (به عنوان شهروند/مشتری) دارم.

و سوم اینکه، تقریبا ده روز از روز اول این ماجرا گذشته و همونطور که می‌شد پیش‌بینی کرد، از بار هیجان ماجرا کاسته شد. نه در این کیس خاص که حول هر ماجرایی، هیجان روزها و ساعات اولیه، موجب میشه که نگاه و تمرکز بر «اصلِ ماجرا» چندان میسر نباشه. این شد که تاخیری خودخواسته در نشر این مطلب ایجاد کردم، با امید به اینکه هم نگارنده و هم خواننده، بدور از احساس و هیجان اون رو بخونه، نظر بده و نقد کنه. باشد که همه با هم رستگار شویم 🙂

ادامه خواندن “نُه گزاره درباره‌ی اسنپ”

در باب روابط عمومی (۱) بیانیه خبری

مدتی بود که می‌خواستم درباره‌ی روابط عمومی شروع به نوشتن کنم. هنوز مطمئن نبودم که روی وبلاگم بنویسم یا جایی دیگه، که دیشب دلیل خوبی برای نوشتن پیدا شد و به نظرم رسید که دست دست نکنم : ) فلذا از این پس، گاه‌نوشته‌های من در باب روابط عمومی رو از دنبال کنید 🙂

ادامه خواندن “در باب روابط عمومی (۱) بیانیه خبری”