دردنامه

دو هفتست که به دفتر جدید نقل مکان کردیم و دقیقا از عصر همون روز، برای وصل کردن خط adsl جدید اقدام کردم. بعد از سه روز، شرکت ِ مورد نظر تماس گرفتند و گفتند که خط به دلیل “مشکل فنی” از سمت مخابرات برگشت خورده و می بایست خط جدیدی معرفی کنید. با مخابرات تماس گرفتم و متصدی مربوطه، اطلاعات بیشتری نسبت به اپراتور شرکت خصوصی نداشت. پیگیری رو فراموش کردم و خط جدید رو معرفی کردم. همین اتفاق امروز، بعد از دو روز افتاد و باز “مشکل فنی” رو مطرح کردند.

ادامه خواندن “دردنامه”

مصائب یک مستاجر

خوب بالاخره توی این هفته، ما اسباب کشی کردیم و شرکت دو طبقه جابجا شد. البته این جابجایی قراربود دو هفته پیش صورت بگیرده که مالکِ جدید یه سری مشکل برامون ایجاد کرد که نهایتا به دیروز موکول شد و بالاخره چند ساعت قبل به طور کامل مستقر شدیم. اسباب کشی اگر برای محل زندگی باشه، مشکلات کمتری ایجاد می کنه و وقت کمتری میگیره. ولی داستان درباره ی محل کار کاملا متفاوته و واقعا انرژی بیشتری می طبیه. این اسباب کشی، دومین اسباب کشی کاری من و اولین اسباب کشی شرکت بود. اینها، تجربیات و مشاهداتِ دو هفته‌ی اخیر من هست از مقوله‌ی اسباب‌کشی  ادامه خواندن “مصائب یک مستاجر”

مصائب هاستینگ های ایرانی

همچنین منتشر شده در : وبنا

افزایش کم‌سابقه‌ی نرخ ارز طی چند هفته گذشته، تاثیرات بارزی را روی شرکت های وابسته به بازارهای جهانی گذاشت. بازارهای آنلاین به دلیل تحریم‌های گسترده تر و عدم امکان پرداخت و دریافت به صورت مستقیم و حضور پررنگ‌تر واسط‌ها، وضعیت متشنج تری را میگذرانند . شرکت‌های ارائه دهنده‌ی سرویس های میزبانی وب و دامنه‌های بین المللی که قالبا تمام امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خود را از سرویس‌دهنده های خارجی تامین می کنند، در این موقعیت وخیم، روزهای سختی را تجربه می کنند. چرا که با در نظر گرفتن کارمزدهای مربوط به تراکنش های آنلاین محبورند سرویس های خود را تا ۲۰ درصد گرانتر از چندماه قبل تمدید نمایند و این مساله مشخصا برروی هزینه های مربوط به مشتریانشان تاثیر مستقیمی میگذارد .

این مشکلات، آینده‌ی نویدبخشی را برای وبفارسی به ارمغان نخواهد داشت . براستی مشکل از کجاست و راهکار کدام است ؟ ادامه خواندن “مصائب هاستینگ های ایرانی”

موج سرویس های خرید گروهی

وبفارسی کم به خودش موج های هیجانی ندیده . از رشد و شیوعِ قارچ گونه ی سرویس های وبلاگ نویسی و آگهی  گرفته تا آپلود تصویر و همکاری در فروش و غیره. علت هم یکچیز بوده : نمونه اولی تونسته موفق باشه و منِ نوعی هم پیش خودم فکر کردم که چرا من نتونم ؟!  تجربه هم ثابت کرده که این قبیل استارت آپ ها هیچوقت راه به جایی نبردند و فقط به حجمِ محتوای زرد تو وبفارسی کمک کردن !

یه مدت هست که سه تام تیم دارن روی یک مارکت واحد کار می کنند : خرید گروهی .

راستش اول فکر کردم این موج هم مثل بقیه هست و اتفاق خاصی قرار نیست بیافته . اما وقتی با تخفیفان تماس گرفتم و برخود وخوب و منطقیشون رو دیدم، تبلیغات حساب شده و گسترده نت برگ رو دیدم و وبلاگ همخرید رو خوندم فهمیدم که این سه تیم مشخصا دارن حرفه ای کار می کنند و برای “بودن و امتحان کردن” وارد اینکار نشدند . همگی برنامه و پلن دارن و برای “موندن” عزم جزم کردند .

واقعا این اتفاق تو وبفارسی بی نظیره . کلا مگه چند تا تیمِ درست و درمون تو وب داریم که حالا سه تاشون که تازه نفس هم هستند میخوان تو یه فیلد کار کنن، اونهم موضوعی کمتر شناخته شده .

همه اینها هیجان زدم کرده و یقین دارم به زودی یه سری اتفاقاتِ خیلی خوب حولِ این بازار بوجود میاد .

خرید گروهی یعنی چی ؟

خرید گروهی رو من دوست دارم ” قدرت گروهی ” ترجمه کنم . تصور بفرمائید که قیمیت یک کیلو خرما ۱۰۰ تومن هست . بعد اگر شما برین از فروشنده ۱۰۰ کیلو بخرین، اصولا دیگه کیلویی ۱۰۰ تومن پول نمی دین و توقعِ یه تخفیف خوب رو دارین . سرویس های خرید گروهی -یکی از مدلهاش- اینه که بیان نفراتی رو که میخوان از یه سرویس یا کالای واحد استفاده کنند را پیدا کنن و از قدرتی که خریدِ گروهی ایجاد می کنه و برای گرفتنِ تخفیف استفاده کن .

حالا خیلی وقت ها هست که من اصلا به خرما نیاز ندارم . ولی وقتی میبینم داره با ۵۰ درصد تخفیف عرضه میشه میرم و میخرم، شاید یه روز به کارم بیاد !

همونطور که گفتم این یه مدل از قدرتی هست که خرید گروهی ایجاد می کنه . تو سرویس های بزرگ مثلِ گروپان، تامین کننده هم نقش مشخصی تو تعیین منافع خریدار داره . مثلا من به عنوان تامین کننده می تونم تعیین کنم که تخفیفی که به مشتریِ گروهی میدن به جه صورت هست . می تونه به شکلِ یه اشانتیون باشه یا یه سرویس وابسته .

groupon معروفترین سرویس دهنده تو این زمینه هست که علاوه بر آمریکا تو خیلی از کشور ها دفتر و نماینده داره . این مارکت به قدری بزرگ شده که شرکت هایی مثلِ گوگل و فیس بوک هم دارن روش کار می کنن (Deals)

به نفع کی هست ؟

همه ! یه چرخه کامل وین-وین-وین ! هم من و شمای مشتری ذینفع هستیم، هم تولید کننده و هم سایت و سرویسِ واسط . اما مهم اینه که شرکت های کارگزار بیشتر بخوان به سمتِ چه خدمات و سرویس هایی برن . الان این گروپان سبد گسترده ای از خدمات و کالاها رو ارائه می کنه . یعنی شما اگر بخواین تلوزیونتون رو تعمیر کنید یا بخواین یه مایکروفر بخریدن احتمالِ اینکه بتونید تو گروپان این نیاز رو با تخفیف برطرف بکنید خیلی هست . امیدوارم که شرکت های ایرانی هم به فکرِ سبد گسترده سرویس ها و خدمات باشن

کی برنده میشه ؟

اولا معتقدم این بازار به قدری بزرگ هست که برای بیشتر از این هم جای فعالیت مفید و درآمدزا وجود داره . اما به نظرم اگر این عزیزان با همدیگه تعامل برقرار کنند و بازارهای هدفشون رو تخصصی تر انتخاب کنن می تونن موفق تر کنار هم باشن . ضمن اینکه کارهای پارتنری هم روی این سیستم خیلی خوب جواب میده . همیشه کوچیک کردن سبد مساوی با کوچیک کردن مخاطب و بازار نیست .

چرا در وب موفق نیستید ؟

بعضی از بچه های فعال تو وب یه مشکلِ مشترک دارن و اون عدمِ تمرکز هست . این عدمِ تمرکز زیر مجموعه هم داره که میشه از این شاخه به اون شاخه پریدن، عدم جدیت، کارِ موازی و الی آخر . مثلا فرد یا شخص کار روی یک پروژه رو شروع می کنه و بعد از یه مدت یا کلا اون رو بی خیال میشه و میره سمتِ پروژه جدید یا اینکه اولویت کمتری رو تو برنامه هاش بهش اختصاص میده . این میشه که الان خیلی ها هستند که چندتا پروژه باز دارن بدون اینکه هیچکدوم به نتیجه مشخصی رسیده باشه.

چرا ؟

من فکر می کنم این قضیه سه تا دلیل می تونه داشته باشه  . اولین عدمِ انتخابِ درست و منطقی هست . متاستفانه انتخابِ احساسی و لحظه ای بینِ ما خیلی زیاد شده . کم ندیدیم افرادیکه متاثر از حال و هوا و اقتضاعاتِ یه بازه زمانی خاص میرن سمتِ یه پروژه خاص . بعد از یه مدت که بیشتر درگیرش میشن می فهمم که اون بازدهی و برون دادی که مشخصا از کار میخواستند، یا ابدا عاید نمیشه یا به اون کیفیتی که متصور بودند نیست . این میشه که پروژشون یا کلا نابود میشه تا همینطور باز ولی مسکوت تا ابد باقی می مونه و جز هزینه چیزِ قابل توجهی براشون نداره .

دلیلِ دوم عدم شناخت هست . بابا بخدا قسم وب هم مثل هم محیطِ تجاری دیگه(اگر با دید تجاری بهش نگاه کنیم) نیاز به شناخت داره، آنالیز میخواد و باید سبک سنگین بشه . تازه اینها بخشی از مقدمات کار هست و خیلی نمی خوام وارد بحث های فنی-دانشی ماجرا بشم . کم نیستند دوستانی که دوست دارند خیلی سریع و با کمتری دانش و تجربه ای، کارهای بزرگ بکنن . نمیشه خوب !

دلیلِ سوم هم عدمِ توجه به کار گروهی هست . ما ایرانیها کلا تعریفی که کارگروهی داریم با تعریف”شراکت” یکی هست که خوب این دو تا کلا دو تا مقوله جداست . تا زمانیکه یاد نگیریم نمی تونیم همه کارها رو خودمون انجام بدیم هیچ توفیقی تو کار پیدا نمی کنیم . مثلا من خودم یه خط کد هم بلد نیستم بنویسم، از مدیریت سرور و مسائل فنی اون هم هیچ سررشته ای ندارم . حالا باید برم بمیرم ؟! یا اینکه بیام واردِ فیلدی بشم که بهش علاقه ای ندارم صرفا به این دلیل که بهش “نیاز” دارم ؟ خیر ! من یادگرفتم که باید تیم داشته باشم.

تو نوین یار همه سعیم رو کردم که تیم ورک رو جا بندازم که خدا رو شکر فید بکِ خوبی هم گرفت . حالا این راه البته ادامه داره خدا بخواهد : – )

چیکار کنیم ؟

فکر کنین . یعنی اگر ما این یه کار رو یادبگیریم نصفِ بیشتر مشکلاتمون حل میشه . یادبگیریم که یه وقتایی باید صرفا فکر کرد و فکر کردن رو جزئی از فرایندِ اجرایی پروژه بدونیم .

درست برنامه بریزیم . قبلش باید اصول برنامه ریزی رو یادبگیریم . اگر اهمیتِ این مساله رو بدونید هیچوقت هیچ کاری رو بدون فکر و برنامه شروع نمی کنید . برنامه داشتن کارها رو شیرین تر و روون تر می کنه . طوریکه وقتی یه مرحله میرین جلو، انگار کل کار رو به ثمر رسوندید .

نگاه کنید، خوب نگاه کنید . خدا رو شکر وبِ امروز ایران به یه بلاغتِ نسبی رسیده . خیلی خوب میشه افراد و شرکت های فعال رو زیرِ نظر گرفت و آنالیز کرد . نمیخوام بگم کپی کنید که راه به جایی نمیبره . میخوام بگم ببینید بقیه دارند چطور کار می کنند و شما ازشون ایده و الهام بگیرید . کالکشنی از مجموعه ایده و ها و الهام ها می تونه تو برنامه ریزی کلان کمکتون کنه .

پ.ن: یه دوره آموزشی کارآفرینی آنلاین رو داریم برای درسنامه آماده می کنیم که به نظرم برای همه، حتی بچه های فعال مفید هست . فکر کنم تا دو هفته دیگه ران بشه .