نه به جلسات اضافی

اول می‌خواستم اسم این پست رو بگذارم «مدیریت زمان را ول کن، جلسه‌های مزخرف رو بچسپ» که به نظرم کمی لوس رسید. اما در نهایت، یکی از نتیجه‌گیری‌هایی که در بطن این مطلب می‌کنم، سرراست و صریح، همینه!

اوایلی که کارم رو شروع کرده بودم، جلسه رفتن و جلسه داشتن رو اتفاقی مهم تعبیر می‌کردم و مفروضم بر این بود که هرچقدر جلسات بیشتری داشته باشم، احتمالا رشد و تعالی بیشتری هم نصیبم می‌شه. پر واضحه که در اشتباه بودم، و پُر عجیب‌تر اینکه گاهی حس می‌کنم که هنوز آدم‌هایی موجه‌تر از ده سال پیش من، در این خیال و سوء برداشت هسنند.  ادامه خواندن “نه به جلسات اضافی”

زبان انگلیسی به عنوان مبنای ارتباط شرکت‌های ایرانی: درست یا اشتباه؟

احتمالا شما هم از یه سری آدم‌ها در «ایران» کارت ویزیت‌هایی به زبان «انگلیسی» دریافت کردید و باز احتمالا از خودتون پرسیدید که چرا؟ منطق عمومی آدم‌هایی که این موضع رو دارند اینه که یه شرکت ایرانی با مشتری‌ها و پرسنل ایرانی، چرا باید از زبان دیگری برای ارتباطاتش با عناصر خارجی و حتی داخلی استفاده کنه؟ البته، مشخصا مساله محدود به کارت ویزیت نیست و گاها (بخوانید عموما) این رویکرد به مکاتبات و تعاملات آنلاین و آفلاین هم سرایت می‌کنه. بگذارید اول به «چرایی» این ماجرا نگاهی بندازیم و بعد به خوب یا بد بودنش برسیم.

ادامه خواندن “زبان انگلیسی به عنوان مبنای ارتباط شرکت‌های ایرانی: درست یا اشتباه؟”

به روزرسانی شیوه‌های کار کردن

بشر از بدو پیدایشش «کار» کرده. از شکار و تراشیدن سنگ‌ها گرفته تا کشاورزی و اینطور چیزها. در بدو، چیزی به اسم تخصص نبوده و همه، همه کار انجام می‌دادند. احتمالا از اون‌ موقعی که تفاوت در شیوه‌ی انجام کارها زیاد شده، و تنوع کارها بالارفته، آدم‌ها تصمیم گرفتند یا مجبور شدند که یه کار مشخص انجام بدن تا درش متخصص بشن. در نهایت و در ادامه‌ی این مسیر، چیزی به اسم شغل بوجود اومده و آدم‌ها کم کمک یاد گرفتند که کار و زندگی، دو تا مقوله‌ی جدا از همه.


ادامه خواندن “به روزرسانی شیوه‌های کار کردن”

چطور رشد کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۴)

این آخرین مطلب از سری پست‌های من در حوزه‌ی استخدام و موارد مرتبط بهشه. راستش قرار نبود که این پست آخر رو بنویسم، هم به این دلیل که از موضوع اصلی فاصله‌ی نسبتا زیادی داشت و هم اینکه می‌تونست/می‌تونه سوژه‌ی مطلب/مطالب دیگری باشه. با این‌حال به نظرم رسید که پامو بیش از این در کفش حضرات منابع انسانی نکنم و ماجرا رو سریع‌تر تموم کنم! lol


ادامه خواندن “چطور رشد کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۴)”

درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده

چندوقتی هست که سروصدای زیادی حول شرکت‌های خدمات ارزش افزوده راه افتاده و افراد مختلفی مثل محمد جرجندی درباره‌ی فساد حاکم بر این صنعت حرف می‌زنند. به عنوان کسی که در دو برهه‌ی مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم با این مقوله سروکار داشتم، به نظرم رسید قدری مساله داره اشتباه تعریف میشه و حق و ناحق رو با هم قاطی می‌کنند. این شد که مطلبی که در پیش دارید رو نوشتم.


ادامه خواندن “درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده”

مساله‌ای بنام «تجدید چاپ»

حتی اگر کتاب‌خون هم نباشید، از مشکلات این فضا خبر دارید و می‌دونید که صنعت نشر در ایران، خیلی حال‌واحوال خوبی نداره. آمارها نشون میدن که هرسال از تعداد ناشرین فعال کاسته میشه، تیراژ هر کتاب شیب نزولی داره و عناوین با کیفیت کمتری روونه‌ی بازار میشن. اقتصاد نشر در ایران درست کار نمی‌کنه، هم بخاطر اینکه مخاطب کمه و هم اینکه ناشرین خیلی حواس‌شون به نیاز روز مخاطب است. اگر به طور مستمر به کتاب‌فروشی ها سر بزنید، احتمالا متوجه شدید که عمده کتاب‌های تازه منتشر شده، از ناشرین محدود بیرون میان و عملا تعداد انتشارات غیرفعال به غایت کمه.


ادامه خواندن “مساله‌ای بنام «تجدید چاپ»”

بیلوردهای ساختارشکن: خوب، بد، زشت

اگر در تهران زندگی کنید، هرروز به سبک و شکل تازه‌ای از بیلبوردهای شهری مواجه می‌شید که احتمالا نظیرش رو پیش‌تر ندیدید. این داستان «بیلبوردهای ساختار شکن» اینقدر تکراری شده که اگر یه مجموعه‌ای، تابلویی با پیام واضح و طراحی متعارف ارائه کنه، ساختارشکنی کرده!


ادامه خواندن “بیلوردهای ساختارشکن: خوب، بد، زشت”

چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟

وقتی عنوان این پست رو نوشتم، دیدم که چقدر ترکیب کلمات به اسم کتاب «چرا کشورها شکست می‌خورند» نزدیکه، و عجیب‌تر اینکه چقدر ماهیت آن‌چه در ادامه خواهم نوشت به محتوای کتاب مذکور شباهت داره! اگر کتاب رو نخوندید، از لینکی که دادم نگاهی به دیباچه و مشخصاتش بندازید و در فرصتی تورقش کنید. خوندنش مستقل از اینکه کتاب جذابیه، بی ربط به موضوع این نوشته هم نیست.


ادامه خواندن “چرا استارتاپ‌ها [در ایران] شکست می‌خوردند؟”

چگونه شغل پیدا کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۳)

تو دو مطلب قبلی (+ و +) درباره‌ی اینکه چطوری رزومه بنویسیم و طی جلسه‌ی مصاحبه، چی بگیم و چی نه حرف زدم. اگر اون دو مطلب رو نخوندید، حتما بخونید. چون هم این مطلب در ادامه‌ی اون دو مورد هست و هم نکاتی رو در مطلب اول آوردم که باید بهش توجه کنید.


ادامه خواندن “چگونه شغل پیدا کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۳)”

چگونه مصاحبه کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۲)

دیروز مطلبی با عنوان «چگونه رزومه بنویسم» منتشر کردم که نسبتا بازخوردهای خوبی دریافت کرد. به نظرم رسید که بخش‌های بعدی این سلسله مطلب رو با سرعت بیشتری بنوسیم. لطفا اگر مطلب قبلی رو نخوندید، بهش سری بزنید و پیش‌شرط ها و نکاتی که اونور متذکر شدم رو برای خوندن این سری مطلب در نظر بگیرید.


ادامه خواندن “چگونه مصاحبه کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۲)”