اندر سجایای یک کوفاندر خوب

مهم نیست که چقدر سواد و تجربه و سرمایه دارید. به عقیده و تجربه‌ی من، نگه داشتن و توسعه دادن یه کسب‌وکار بدون داشتن همراه و شریکی متصل غیرممکنه. پیدا کردن شریک و همراه درست و مکمل اما، ساده نیست و طبعا مشکلات و مسائل خاص خودش رو هم داره. من نمی‌دونم راه درست پیدا کردن شریک خوب چیه، و فرایند جواب پس داده‌ای سراغ ندارم که با طی کردن اون بتونید به یک همپای قابل اتکا برسید. اما چیزی که می‌تونم درباره‌ش حرف بزنم این هست که یک شریک درست، چه ویژگی‌های باید داشته باشه. و البته مهمتر از اون، پیش از اینکه دست شراکت به کسی بدید، چه مهارت‌هایی رو باید در خودتون بوجود بیارید.

ادامه خواندن “اندر سجایای یک کوفاندر خوب”

درباره‌ی مهاجرت و کارآفرینی

خیلی بعیده که در ایران زندگی کنید و به نوعی از انواع، درگیر مقوله‌ی مهاجرت نباشید. این درگیری ممکنه طیف گسترده‌ای، از ایده‌ای برای رفتن خودتون تا مشاهده‌ی رفتن آدم‌های پیرامون‌تون رو شامل بشه.

ادامه خواندن “درباره‌ی مهاجرت و کارآفرینی”

پیشنهادهایی برای زنده ماندن در تابستان!

یکی از تفریحات احمقانه‌ی من در این ماه‌های گرم و تلخ سال اینه که هرروز چک کنم ببینم درجه حرارت ماشین از روز قبل عدد بزرگتری رو نشون میده یا نه، و اگر عدد از دیروز کوچک‌تر شد، این اتفاق رو به مثاله خوش‌یمنی اون رو قلمداد کنم! هرچند به زعم من از دو هفته پیش تابستون (به معنای کانسپت و نه فصل)‌ شروع شده، اما رسما از پس‌فردا حلول این فصل نامهربان رو خواهیم داشت. من از تابستون متنفرم، چون برام تداعی‌گرد له‌له زدن و بوی بده! امسال هم به نظرم وضع قراره بدتر باشه و از اون‌جایی که بخشی از لطمات و صدمات این فصل به سایر افراد جامعه هم مربوطه، به نظرم رسید که این چند خط رو افاضه کنم. باشد که از بار فشار این فصل بکاهیم، انشالله.

ادامه خواندن “پیشنهادهایی برای زنده ماندن در تابستان!”

چرا تلفن گزینه‌ی خوبی برای مکالمه نیست؟

از زمان اختراع تلفن تا حالا، چیزی حدود ۲۰۰ سال می‌گذره و در کمال شگفتی، الگوی استفاده از این محصول هنوز به شیوه‌ی سابقه. در واقع، در کنار همه‌ی امکانات جدیدی که به تلفن‌های امروزی اضافه شده، رفتار استفاده‌ی ما هنوز به همون سبک و سیاق ابتدایی‌ش هست. ما هروقت دلمون بخواد یا نیاز پیدا کنیم، تلفن طرف مقابلی که باهاش کار داریم رو می‌گیریم و «انتظار» داریم که طرف مقابل هم، در همون لحظه جواب ما رو بده. فارغ از اینکه مطلع باشیم آیا طرف مقابل الان تمایلی به مصاحبت با ما داره یا نه، و یا به کار دیگری مشغول هست یا نه؟ من فکر می‌کنم در عصر حاضر، تلفن زدن نه تنها نوعی از تعرض به حریم خصوصی طرف مقابل محسوب میشه، بلکه ما رو هم به نتیجه‌ی مطلوب‌مون نمی‌رسونه. در ادامه هم سعی می‌کنم که بگم چرا اینطور فکر می‌کنم.

ادامه خواندن “چرا تلفن گزینه‌ی خوبی برای مکالمه نیست؟”

نُه گزاره درباره‌ی اسنپ

قبل از اینکه باقی این متن نسبتا طولانی رو بخونید، تذکر و تاکید به سه نکته رو لازم می‌دونم. اول اینکه، آنچه در ادامه می‌خونید سعی من برای نگاه به بحرانی رسانه‌ای از منظر روابط عمومی هست. مشخصا «من» نظراتی دارم که برایند احساس و اندیشه و مواضع «فردی»م هست که الزاما با موضع «فنی» یا تخصصی‌م همسو و یکسان نیست (هرچند فاصله‌ی بعیدی هم بین‌شون نمی‌بینم)

دوم اینکه، من دوسال در اسنپ مشغول به کار بودم و حالا نیستم. این «تجربه» رو عاملی بر سویه‌دار بودن نظر و رای‌م نمی‌دونم. هرچند کتمان نمی‌کنم که اسنپ رو دوست دارم، اما تعصبی هم بهش ندارم. درواقع نه در مورد اسنپ، که در مورد هرشرکتی که به هرشکل و نحو، مدتی بهش مشغول بودم و درش و براش کار کردم رو، بجز مواردی خاص، دوست می‌دارم و نوعی از احساس تعلق خاطر و گاهی تعهد برای خودم متصورم، اما این‌ها دلیل و معیاری برای چشم بستن بر حقیقت و واقعیتش نیست. علاوه بر این‌ها، رابطه‌ی من امروز با اسنپ، رابطه‌ی مشتری-فروشنده هست و از این منظر هم دید و رویکرد خودم رو (به عنوان شهروند/مشتری) دارم.

و سوم اینکه، تقریبا ده روز از روز اول این ماجرا گذشته و همونطور که می‌شد پیش‌بینی کرد، از بار هیجان ماجرا کاسته شد. نه در این کیس خاص که حول هر ماجرایی، هیجان روزها و ساعات اولیه، موجب میشه که نگاه و تمرکز بر «اصلِ ماجرا» چندان میسر نباشه. این شد که تاخیری خودخواسته در نشر این مطلب ایجاد کردم، با امید به اینکه هم نگارنده و هم خواننده، بدور از احساس و هیجان اون رو بخونه، نظر بده و نقد کنه. باشد که همه با هم رستگار شویم 🙂

ادامه خواندن “نُه گزاره درباره‌ی اسنپ”

در باب روابط عمومی (۱) بیانیه خبری

مدتی بود که می‌خواستم درباره‌ی روابط عمومی شروع به نوشتن کنم. هنوز مطمئن نبودم که روی وبلاگم بنویسم یا جایی دیگه، که دیشب دلیل خوبی برای نوشتن پیدا شد و به نظرم رسید که دست دست نکنم : ) فلذا از این پس، گاه‌نوشته‌های من در باب روابط عمومی رو از دنبال کنید 🙂

ادامه خواندن “در باب روابط عمومی (۱) بیانیه خبری”

دهه هفتادی‌ها: ما به شما حسادت می‌کنیم

چند روز پیش یکی روی لینکدینش با ادبیاتی عجیب، نظر و تجربه‌ی خودش رو درباره‌ی عادات بد دهه هفتادی‌ها در کار نوشت که مشخصا، واکنش‌هایی با ادبیاتی عجیب‌تر دریافت کرد. به نظرم علت اینکه اون پست دیده و ترند شد، مضمونش نبود و بیشتر به واسطه‌ی لحن از بالا به پایین و بی‌منطقش ایجاد شد. حتی من هم که به واسطه‌ی سال تولدم مخاطب اون مطلب نبودم، کمی منزجر شدم.

ادامه خواندن “دهه هفتادی‌ها: ما به شما حسادت می‌کنیم”

استخدام، به لحاظ تجربه

این نوشته رو آدمی می‌نویسه که تخصصش منابع انسانی نیست، اما طی سال‌های گذشته موظف و ملزم به جذب نیروهای مختلف در پوزیشن‌های متنوع بود و ناگزیر، چیزهایی رو در این مسیر تجربه کرده. لذا، احتمال اینکه «نظرات» من بنای علمی نداشته باشه وجود داره و به همین دلیل، شدیدا علاقه‌مندم نظرات مخاطب رو بشنوم.

ادامه خواندن “استخدام، به لحاظ تجربه”

محتوا پادشاه نیست

من سخنران خیلی خوبی نیستم، حداقل خودم اینطوری فکر می‌کنم. ضمن اینکه خیلی روی استیج و پشت تریبون رفتن رو هم دوست ندارم و به نظرم آدم باید خیلی خیلی بدونه و مسلط باشه که بتونه توی این پوزیشن با ملتی حرف بزنه. برای همین خیلی کم پیش میاد که تو یه ایونت صحبت کنم. تو کنفرانس بازاریابی محتوایی با توجه به اطلاعی که از مضمون و موضوع ارائه‌ی باقی سخنران‌ها داشتم، به نظرم رسید که می‌تونم حرف‌هایی بزنم که احتمالا مکمل سایرین باشه و بدرد مخاطب بخوره. انشالله که این اتفاق بی‌افته.

سعی کردم فرم تازه‌ای برای ارائه بسازم. مقاله‌ای نوشتم -که در ادامه می‌خونیدش- و عینا همین متن رو روی اسلاید آوردم و توضیحاتی رو شفاها میگم. این مطلب پیش از ایونت پیش‌نویس شده و طوری زمان‌بندی‌ش کردم که بلافاصله بعد از صحبتم در کنفرانس منتشر بشه. انشالله که زمان‌بندی به هم نخوره 🙂

ادامه خواندن “محتوا پادشاه نیست”

به روزرسانی شیوه‌های کار کردن

بشر از بدو پیدایشش «کار» کرده. از شکار و تراشیدن سنگ‌ها گرفته تا کشاورزی و اینطور چیزها. در بدو، چیزی به اسم تخصص نبوده و همه، همه کار انجام می‌دادند. احتمالا از اون‌ موقعی که تفاوت در شیوه‌ی انجام کارها زیاد شده، و تنوع کارها بالارفته، آدم‌ها تصمیم گرفتند یا مجبور شدند که یه کار مشخص انجام بدن تا درش متخصص بشن. در نهایت و در ادامه‌ی این مسیر، چیزی به اسم شغل بوجود اومده و آدم‌ها کم کمک یاد گرفتند که کار و زندگی، دو تا مقوله‌ی جدا از همه.

ادامه خواندن “به روزرسانی شیوه‌های کار کردن”