دهه هفتادی‌ها: ما به شما حسادت می‌کنیم

چند روز پیش یکی روی لینکدینش با ادبیاتی عجیب، نظر و تجربه‌ی خودش رو درباره‌ی عادات بد دهه هفتادی‌ها در کار نوشت که مشخصا، واکنش‌هایی با ادبیاتی عجیب‌تر دریافت کرد. به نظرم علت اینکه اون پست دیده و ترند شد، مضمونش نبود و بیشتر به واسطه‌ی لحن از بالا به پایین و بی‌منطقش ایجاد شد. حتی من هم که به واسطه‌ی سال تولدم مخاطب اون مطلب نبودم، کمی منزجر شدم.

ادامه خواندن “دهه هفتادی‌ها: ما به شما حسادت می‌کنیم”

استخدام، به لحاظ تجربه

این نوشته رو آدمی می‌نویسه که تخصصش منابع انسانی نیست، اما طی سال‌های گذشته موظف و ملزم به جذب نیروهای مختلف در پوزیشن‌های متنوع بود و ناگزیر، چیزهایی رو در این مسیر تجربه کرده. لذا، احتمال اینکه «نظرات» من بنای علمی نداشته باشه وجود داره و به همین دلیل، شدیدا علاقه‌مندم نظرات مخاطب رو بشنوم.

ادامه خواندن “استخدام، به لحاظ تجربه”

محتوا پادشاه نیست

من سخنران خیلی خوبی نیستم، حداقل خودم اینطوری فکر می‌کنم. ضمن اینکه خیلی روی استیج و پشت تریبون رفتن رو هم دوست ندارم و به نظرم آدم باید خیلی خیلی بدونه و مسلط باشه که بتونه توی این پوزیشن با ملتی حرف بزنه. برای همین خیلی کم پیش میاد که تو یه ایونت صحبت کنم. تو کنفرانس بازاریابی محتوایی با توجه به اطلاعی که از مضمون و موضوع ارائه‌ی باقی سخنران‌ها داشتم، به نظرم رسید که می‌تونم حرف‌هایی بزنم که احتمالا مکمل سایرین باشه و بدرد مخاطب بخوره. انشالله که این اتفاق بی‌افته.

سعی کردم فرم تازه‌ای برای ارائه بسازم. مقاله‌ای نوشتم -که در ادامه می‌خونیدش- و عینا همین متن رو روی اسلاید آوردم و توضیحاتی رو شفاها میگم. این مطلب پیش از ایونت پیش‌نویس شده و طوری زمان‌بندی‌ش کردم که بلافاصله بعد از صحبتم در کنفرانس منتشر بشه. انشالله که زمان‌بندی به هم نخوره 🙂

ادامه خواندن “محتوا پادشاه نیست”

به روزرسانی شیوه‌های کار کردن

بشر از بدو پیدایشش «کار» کرده. از شکار و تراشیدن سنگ‌ها گرفته تا کشاورزی و اینطور چیزها. در بدو، چیزی به اسم تخصص نبوده و همه، همه کار انجام می‌دادند. احتمالا از اون‌ موقعی که تفاوت در شیوه‌ی انجام کارها زیاد شده، و تنوع کارها بالارفته، آدم‌ها تصمیم گرفتند یا مجبور شدند که یه کار مشخص انجام بدن تا درش متخصص بشن. در نهایت و در ادامه‌ی این مسیر، چیزی به اسم شغل بوجود اومده و آدم‌ها کم کمک یاد گرفتند که کار و زندگی، دو تا مقوله‌ی جدا از همه.

ادامه خواندن “به روزرسانی شیوه‌های کار کردن”

درباره‌ی تئاتر ۱۰۰٪

مدتی بود که تئاتر خوب ندیده بودم که بخاطرش از خودم ناراحتم. اصلا یکی از دلایلی که پیشنهاد رو راه انداختم، همین بود که دلیلی برای بیشتر تئاتر دیدن داشته باشم. به همین قاعده، درستش این بود که اگر بخوام نمایشی معرفی کنم اونور درباره‌ش بنویسم، اما از اون‌جایی که کمتر از پنج روز دیگه از اجرای این تئاتر باقی مونده، گفتم همین‌جا ترتیب‌شو بدم :‌ )

ادامه خواندن “درباره‌ی تئاتر ۱۰۰٪”

رویداد و مخاطب: یکی برای دیگری

اینروزا بحث درباره‌ی کنفرانسی با محتوایی سخیف و سخنران‌هایی عجیب داغه. رویدادی که بالای ۱۰۰۰ نفر شرکت کننده (به ادعای برگزار کننده که به نظر دور از واقعیت هم نیست) داشته و حول موضوعی تخصصی، حرف‌ها و اطلاعات اشتباهی به خورد مخاطب داده شده. من در رویداد حاضر نبودم، اما به گواه چند اسلایدی که از اون ماجرا منتشر شده و بازتابی که از سمت برخی شرکت‌ کننده‌های مورد وثوق خوندم، میشه اینطور جمع‌بندی کرد که رویداد مذکور بیشتر به یه شوی موفقیت شبیه بوده و ارتباط حداقلی به موضوع داشته.

ادامه خواندن “رویداد و مخاطب: یکی برای دیگری”

روز جهانی بدون سوتین: عزم عمومی برای آگاهی

امروز «روز جهانی بدون سوتین» هست که با آدم‌ها درباره‌ش با هشتگ NoBraDay# روی شبکه‌های اجتماعی حرف می‌زنن. ۱۳ اکتبر از سال ۲۰۱۱ به این اسم نامگذاری شده و هدف اصلی‌ش هم، افزایش گفتمان و آگاهی عمومی درباره‌ی سرطان پستانه. این نوع از سرطان، اگر درست و به موقع تشخصی داده بشه، قابل درمانه و یکی از عواملی که باعث شیوع اون شده، عدم شناخت عموم از این بیماری و اقدام برای تشخیص و درمانه.

ادامه خواندن “روز جهانی بدون سوتین: عزم عمومی برای آگاهی”

درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده

چندوقتی هست که سروصدای زیادی حول شرکت‌های خدمات ارزش افزوده راه افتاده و افراد مختلفی مثل محمد جرجندی درباره‌ی فساد حاکم بر این صنعت حرف می‌زنند. به عنوان کسی که در دو برهه‌ی مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم با این مقوله سروکار داشتم، به نظرم رسید قدری مساله داره اشتباه تعریف میشه و حق و ناحق رو با هم قاطی می‌کنند. این شد که مطلبی که در پیش دارید رو نوشتم.

ادامه خواندن “درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده”

انتقال وبلاگ به دامنه‌ی اصلی

آدرس وبلاگ من روی فولدر blog بود. این برای وقتی بود که می‌خواستم یه سایتی داشته باشم و وبلاگ، منشعبی از اون باشه. از اون ایام فکر کنم هفت-هشت سال می‌گذره و تقریبا به این نتیجه رسیدم که اگر اینکاره بودم، تا حالا راهش انداخته بودم! ضمن اینکه تقریبا به این نتیجه رسیدم که سایت به چه دردم می‌خوره؟ احتمالا هرکاری بخوام بکنم روی ساختار وبلاگ شدنیه.

ادامه خواندن “انتقال وبلاگ به دامنه‌ی اصلی”

برندسازی شخصی یا بلاهت عمدی؟

خیلی وقت بود که می‌خواستم درباره‌ی کج‌فهمی‌هایی که از مفهوم «پرسنال برندینگ» شده حرف بزنم و هربار، تصور اینکه دوست یا آشنایی به خودش بگیره و کدورتی پیش بیاد، مجابم کرد که دست بکشم. اما این چندوقته دیگه اوضاع قابل تحمل نیست و اینطور به نظر می‌رسه که این خط مشی اشتباه داره هرروز توسط آدم‌های بیشتری طی میشه. ضررش برای من چیه؟ راستش مستقیم هیچی، ولی من دلم نمی‌خواد توی فضایی کار و تنفس کنم که ریا و دروغ درش پررنگه و هرروز به تعداد آدم‌های اشتباهش افزوده بشه. کتمان نمی‌کنم که حین نوشتن این مطلب، تصویر دو-سه نفر جلوی چشمم بود، اما حقیقتا دامنه‌ی مد نظر فراخ‌تر از این حرفاست و مقوله کمی جدی‌تر. لذا این مطلب مربوط، درباره‌ و برای  شخص خاصی نیست.

ادامه خواندن “برندسازی شخصی یا بلاهت عمدی؟”