نه به جلسات اضافی

اول می‌خواستم اسم این پست رو بگذارم «مدیریت زمان را ول کن، جلسه‌های مزخرف رو بچسپ» که به نظرم کمی لوس رسید. اما در نهایت، یکی از نتیجه‌گیری‌هایی که در بطن این مطلب می‌کنم، سرراست و صریح، همینه!

اوایلی که کارم رو شروع کرده بودم، جلسه رفتن و جلسه داشتن رو اتفاقی مهم تعبیر می‌کردم و مفروضم بر این بود که هرچقدر جلسات بیشتری داشته باشم، احتمالا رشد و تعالی بیشتری هم نصیبم می‌شه. پر واضحه که در اشتباه بودم، و پُر عجیب‌تر اینکه گاهی حس می‌کنم که هنوز آدم‌هایی موجه‌تر از ده سال پیش من، در این خیال و سوء برداشت هسنند.  ادامه خواندن “نه به جلسات اضافی”

در ستایش «اشتباه»

آخرین باری که اشتباه کردید کی بود؟ من همین نیم ساعت پیش، وقتی می‌خواستم اسنپم رو ۲۰ تومن شارژ کنم و یه صفر بیشتر گذاشتم! آخرین باری که از اشتباهی، احساس عصابیت یا شرمساری کردید کی بود؟ من همین امروز صبح که پای آقایی رو توی پیاده رو لگد کردم و در لحظه، به عقلم نرسید که برگردم و پوزش بخوام و بجاش، ناخواسته و سهوی، سرعتم رو بیشتر کردم. آخرین باری که اشتباهی مرتکب شدید که تاثیرش تا بازه‌ای طولانی، شاید تا آخر عمر، همراه‌تون خواهد بود کی بود؟ من همین چند ماه پیش، که اجازه بدید نگم دیگه چی بود! ادامه خواندن “در ستایش «اشتباه»”

زبان انگلیسی به عنوان مبنای ارتباط شرکت‌های ایرانی: درست یا اشتباه؟

احتمالا شما هم از یه سری آدم‌ها در «ایران» کارت ویزیت‌هایی به زبان «انگلیسی» دریافت کردید و باز احتمالا از خودتون پرسیدید که چرا؟ منطق عمومی آدم‌هایی که این موضع رو دارند اینه که یه شرکت ایرانی با مشتری‌ها و پرسنل ایرانی، چرا باید از زبان دیگری برای ارتباطاتش با عناصر خارجی و حتی داخلی استفاده کنه؟ البته، مشخصا مساله محدود به کارت ویزیت نیست و گاها (بخوانید عموما) این رویکرد به مکاتبات و تعاملات آنلاین و آفلاین هم سرایت می‌کنه. بگذارید اول به «چرایی» این ماجرا نگاهی بندازیم و بعد به خوب یا بد بودنش برسیم.

ادامه خواندن “زبان انگلیسی به عنوان مبنای ارتباط شرکت‌های ایرانی: درست یا اشتباه؟”

به روزرسانی شیوه‌های کار کردن

بشر از بدو پیدایشش «کار» کرده. از شکار و تراشیدن سنگ‌ها گرفته تا کشاورزی و اینطور چیزها. در بدو، چیزی به اسم تخصص نبوده و همه، همه کار انجام می‌دادند. احتمالا از اون‌ موقعی که تفاوت در شیوه‌ی انجام کارها زیاد شده، و تنوع کارها بالارفته، آدم‌ها تصمیم گرفتند یا مجبور شدند که یه کار مشخص انجام بدن تا درش متخصص بشن. در نهایت و در ادامه‌ی این مسیر، چیزی به اسم شغل بوجود اومده و آدم‌ها کم کمک یاد گرفتند که کار و زندگی، دو تا مقوله‌ی جدا از همه.


ادامه خواندن “به روزرسانی شیوه‌های کار کردن”

درباره‌ی تئاتر ۱۰۰٪

مدتی بود که تئاتر خوب ندیده بودم که بخاطرش از خودم ناراحتم. اصلا یکی از دلایلی که پیشنهاد رو راه انداختم، همین بود که دلیلی برای بیشتر تئاتر دیدن داشته باشم. به همین قاعده، درستش این بود که اگر بخوام نمایشی معرفی کنم اونور درباره‌ش بنویسم، اما از اون‌جایی که کمتر از پنج روز دیگه از اجرای این تئاتر باقی مونده، گفتم همین‌جا ترتیب‌شو بدم :‌ )


ادامه خواندن “درباره‌ی تئاتر ۱۰۰٪”

رویداد و مخاطب: یکی برای دیگری

اینروزا بحث درباره‌ی کنفرانسی با محتوایی سخیف و سخنران‌هایی عجیب داغه. رویدادی که بالای ۱۰۰۰ نفر شرکت کننده (به ادعای برگزار کننده که به نظر دور از واقعیت هم نیست) داشته و حول موضوعی تخصصی، حرف‌ها و اطلاعات اشتباهی به خورد مخاطب داده شده. من در رویداد حاضر نبودم، اما به گواه چند اسلایدی که از اون ماجرا منتشر شده و بازتابی که از سمت برخی شرکت‌ کننده‌های مورد وثوق خوندم، میشه اینطور جمع‌بندی کرد که رویداد مذکور بیشتر به یه شوی موفقیت شبیه بوده و ارتباط حداقلی به موضوع داشته.


ادامه خواندن “رویداد و مخاطب: یکی برای دیگری”

روز جهانی بدون سوتین: عزم عمومی برای آگاهی

امروز «روز جهانی بدون سوتین» هست که با آدم‌ها درباره‌ش با هشتگ NoBraDay# روی شبکه‌های اجتماعی حرف می‌زنن. ۱۳ اکتبر از سال ۲۰۱۱ به این اسم نامگذاری شده و هدف اصلی‌ش هم، افزایش گفتمان و آگاهی عمومی درباره‌ی سرطان پستانه. این نوع از سرطان، اگر درست و به موقع تشخصی داده بشه، قابل درمانه و یکی از عواملی که باعث شیوع اون شده، عدم شناخت عموم از این بیماری و اقدام برای تشخیص و درمانه.


ادامه خواندن “روز جهانی بدون سوتین: عزم عمومی برای آگاهی”

چطور رشد کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۴)

این آخرین مطلب از سری پست‌های من در حوزه‌ی استخدام و موارد مرتبط بهشه. راستش قرار نبود که این پست آخر رو بنویسم، هم به این دلیل که از موضوع اصلی فاصله‌ی نسبتا زیادی داشت و هم اینکه می‌تونست/می‌تونه سوژه‌ی مطلب/مطالب دیگری باشه. با این‌حال به نظرم رسید که پامو بیش از این در کفش حضرات منابع انسانی نکنم و ماجرا رو سریع‌تر تموم کنم! lol


ادامه خواندن “چطور رشد کنیم؟ – تجربه‌نگاری‌هایی در باب استخدام (۴)”

درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده

چندوقتی هست که سروصدای زیادی حول شرکت‌های خدمات ارزش افزوده راه افتاده و افراد مختلفی مثل محمد جرجندی درباره‌ی فساد حاکم بر این صنعت حرف می‌زنند. به عنوان کسی که در دو برهه‌ی مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم با این مقوله سروکار داشتم، به نظرم رسید قدری مساله داره اشتباه تعریف میشه و حق و ناحق رو با هم قاطی می‌کنند. این شد که مطلبی که در پیش دارید رو نوشتم.


ادامه خواندن “درباره‌ی شرکت‌های خدمات ارزش افزوده”

برندسازی شخصی یا بلاهت عمدی؟

خیلی وقت بود که می‌خواستم درباره‌ی کج‌فهمی‌هایی که از مفهوم «پرسنال برندینگ» شده حرف بزنم و هربار، تصور اینکه دوست یا آشنایی به خودش بگیره و کدورتی پیش بیاد، مجابم کرد که دست بکشم. اما این چندوقته دیگه اوضاع قابل تحمل نیست و اینطور به نظر می‌رسه که این خط مشی اشتباه داره هرروز توسط آدم‌های بیشتری طی میشه. ضررش برای من چیه؟ راستش مستقیم هیچی، ولی من دلم نمی‌خواد توی فضایی کار و تنفس کنم که ریا و دروغ درش پررنگه و هرروز به تعداد آدم‌های اشتباهش افزوده بشه. کتمان نمی‌کنم که حین نوشتن این مطلب، تصویر دو-سه نفر جلوی چشمم بود، اما حقیقتا دامنه‌ی مد نظر فراخ‌تر از این حرفاست و مقوله کمی جدی‌تر. لذا این مطلب مربوط، درباره‌ و برای  شخص خاصی نیست.


ادامه خواندن “برندسازی شخصی یا بلاهت عمدی؟”