موج سرویس های خرید گروهی

وبفارسی کم به خودش موج های هیجانی ندیده . از رشد و شیوعِ قارچ گونه ی سرویس های وبلاگ نویسی و آگهی  گرفته تا آپلود تصویر و همکاری در فروش و غیره. علت هم یکچیز بوده : نمونه اولی تونسته موفق باشه و منِ نوعی هم پیش خودم فکر کردم که چرا من نتونم ؟!  تجربه هم ثابت کرده که این قبیل استارت آپ ها هیچوقت راه به جایی نبردند و فقط به حجمِ محتوای زرد تو وبفارسی کمک کردن !

یه مدت هست که سه تام تیم دارن روی یک مارکت واحد کار می کنند : خرید گروهی .

راستش اول فکر کردم این موج هم مثل بقیه هست و اتفاق خاصی قرار نیست بیافته . اما وقتی با تخفیفان تماس گرفتم و برخود وخوب و منطقیشون رو دیدم، تبلیغات حساب شده و گسترده نت برگ رو دیدم و وبلاگ همخرید رو خوندم فهمیدم که این سه تیم مشخصا دارن حرفه ای کار می کنند و برای “بودن و امتحان کردن” وارد اینکار نشدند . همگی برنامه و پلن دارن و برای “موندن” عزم جزم کردند .

واقعا این اتفاق تو وبفارسی بی نظیره . کلا مگه چند تا تیمِ درست و درمون تو وب داریم که حالا سه تاشون که تازه نفس هم هستند میخوان تو یه فیلد کار کنن، اونهم موضوعی کمتر شناخته شده .

همه اینها هیجان زدم کرده و یقین دارم به زودی یه سری اتفاقاتِ خیلی خوب حولِ این بازار بوجود میاد .

خرید گروهی یعنی چی ؟

خرید گروهی رو من دوست دارم ” قدرت گروهی ” ترجمه کنم . تصور بفرمائید که قیمیت یک کیلو خرما ۱۰۰ تومن هست . بعد اگر شما برین از فروشنده ۱۰۰ کیلو بخرین، اصولا دیگه کیلویی ۱۰۰ تومن پول نمی دین و توقعِ یه تخفیف خوب رو دارین . سرویس های خرید گروهی -یکی از مدلهاش- اینه که بیان نفراتی رو که میخوان از یه سرویس یا کالای واحد استفاده کنند را پیدا کنن و از قدرتی که خریدِ گروهی ایجاد می کنه و برای گرفتنِ تخفیف استفاده کن .

حالا خیلی وقت ها هست که من اصلا به خرما نیاز ندارم . ولی وقتی میبینم داره با ۵۰ درصد تخفیف عرضه میشه میرم و میخرم، شاید یه روز به کارم بیاد !

همونطور که گفتم این یه مدل از قدرتی هست که خرید گروهی ایجاد می کنه . تو سرویس های بزرگ مثلِ گروپان، تامین کننده هم نقش مشخصی تو تعیین منافع خریدار داره . مثلا من به عنوان تامین کننده می تونم تعیین کنم که تخفیفی که به مشتریِ گروهی میدن به جه صورت هست . می تونه به شکلِ یه اشانتیون باشه یا یه سرویس وابسته .

groupon معروفترین سرویس دهنده تو این زمینه هست که علاوه بر آمریکا تو خیلی از کشور ها دفتر و نماینده داره . این مارکت به قدری بزرگ شده که شرکت هایی مثلِ گوگل و فیس بوک هم دارن روش کار می کنن (Deals)

به نفع کی هست ؟

همه ! یه چرخه کامل وین-وین-وین ! هم من و شمای مشتری ذینفع هستیم، هم تولید کننده و هم سایت و سرویسِ واسط . اما مهم اینه که شرکت های کارگزار بیشتر بخوان به سمتِ چه خدمات و سرویس هایی برن . الان این گروپان سبد گسترده ای از خدمات و کالاها رو ارائه می کنه . یعنی شما اگر بخواین تلوزیونتون رو تعمیر کنید یا بخواین یه مایکروفر بخریدن احتمالِ اینکه بتونید تو گروپان این نیاز رو با تخفیف برطرف بکنید خیلی هست . امیدوارم که شرکت های ایرانی هم به فکرِ سبد گسترده سرویس ها و خدمات باشن

کی برنده میشه ؟

اولا معتقدم این بازار به قدری بزرگ هست که برای بیشتر از این هم جای فعالیت مفید و درآمدزا وجود داره . اما به نظرم اگر این عزیزان با همدیگه تعامل برقرار کنند و بازارهای هدفشون رو تخصصی تر انتخاب کنن می تونن موفق تر کنار هم باشن . ضمن اینکه کارهای پارتنری هم روی این سیستم خیلی خوب جواب میده . همیشه کوچیک کردن سبد مساوی با کوچیک کردن مخاطب و بازار نیست .

14 دیدگاه
  1. سلام میلاد جان خیلی خوبی مینویسی به راهت ادامه بده من از همه بیشتر مطلب در مورد وبت رو دوست دارم چون خودم دارم وارد این تجارت میشم.وبلاگتون هم قالبش خیلی عالیه.دست مارو هم بگیر و بهمون کمک کنی ممنون میشم

  2. میلاد عزیز
    من عضو تیم همخرید هستم و خیلی ازت ممنونم که این مطلب تحلیلی و خلاصه رو درباره خرید گروهی نوشتی و کمک کردی به ما (منظورم همه سایت های خرید گروهی) هست که مقوله فرهنگ سازی رو جلو ببریم.
    همخرید حرف های زیادی برای گفتن داره که به زودی میشنوین و خوشحال میشم اگه نظری یا پیشنهادی در موردش داشتی با تیم ما در میون بذاری.

    به امید دیدار رودرروی شما

  3. ایده جالبی بود.
    ممنون از نوشتارتون.
    ولی سوالی که پیش میاد اینه که شما گفتید تبلیغات گسترده هم کردند.
    منظور از تبلیغات گسترده چیه؟!! مگه تبلیغات غیر وب هم داریم. وقتی میگید گسترده، من یاد تبلیغات بیلبوردی و برشورهای داخل روزنامه ها و تبلیغات پیک برتری برای خونه‌های مسکونی میفتم. میشه بیشتر توضیح بدید. نکنه از این تبلیغات هم استفاده می‌کنند؟ 🙂 مگه تبلیغات داخل اینترنت غالب و موثرتر از تبلیغاتهایی که نام بردم نیست؟ یعنی تا تبلیغات گسترده نکنند کسی مطلع نمیشه که بره خرید کنه و تخفیف بگیره؟

    1. منظور از تبلیغات گسترده، مشخصا فضای وب بود . بغیر از یکی دو نمونه دولتی، آیا تبلیغاتِ وبسایت‌های ایرانی رو تا بحال روی بیلبورد دیدید ؟ از طرفی کم نیستند شرکت‌هایی که بودجه کافی برای تبلیغات آفلاین هم دارند، ولی یقینا برای یک پروژه وبی هیچ رسانه ای مناسب‌تر از وب برای تبلیغات و بازارسازی نیست .

      1. ممنون از توضیحتون
        چون علاقه‌مند به موضوع هستم، به نوشتن ادامه دادم و ببخشید که وقتتون رو میگیرم.
        اما به نظر من این یک بیزینس یا موضوع وبی نیست.
        میشه گفت مقدار زیادی از این موضوع خارج وب اتفاق میفته. بازاریابی فروشندگان به نظرم کار ساده‌ای نیست و باید قسمت بزرگی از اون خارج وب اتفاق بیفته. پس شاید بشه گفت این یه بیزینس تمام اینترنتی نیست. البته این نظر منه و شاید من از درک اثربخشی بسیار عظیم تبلیغات اینترنتی و غالب بودن اون بر تبلیغلات و بازاریابی محیطی و فیزیکی بی‌اطلاع و نا‌آگاه باشم. ولی چون علاقه‌مندم میخواستم خواهش کنم راجع به این بازاریابی چطوری میشه مطلب خوند و اطلاعات عمومی خودمونو افزایش داد؟
        البته من پاسخ‌های این صفحه رو خوندم و یکی دوت از اعضای محترم تیم خرید گروهی رو مثل آقای لطیفی پیدا کردم و در سایتشون هم کامنت گذاشتم.
        ممنون و موفق باشید

        1. ممنونم دوستِ عزیز
          سیستم های خرید گروهی، دو سمت مشتری دارن . یکی افرادیکه در مقام خریدارِ تخفیف ها و محصولات هستند و اون سمت، فروشنده ها و تامین کننده های کالا . منتها گروه دوم، ارتباط مستقیمی به کمیتِ گروه اول دارند . به عبارتی تا زمانیکه خریدار و مشتری در حجم بالا وجود نداشته باشه، فروشنده های کالا شاید کمتر رغبت به ارائه تخفیف داشته باشند . اینه که مدیران این سیستم ها می بایست اول به فکر ارتقای کمی حجمِ مخاطبهای سمتِ اولشون باشن . با این وجود، کسب مشتری دسته دوم قدری ساده تر میشه، اما کماکان سخته .
          ماهیت پروژه های این‌چنینی، وام‌دار قدرتی هست که اینترنت و کمیت کاربرها ایجاد می کنند . به عبارتی با توجه به زیرساختهای اینترنت و ارتباطات و آسون و سراسری ای که فراهم کرده، پیدا کردن تعداد نفراتِ هم فکر و هم نیاز خیلی آسون تر هست از محیط های غیر مجازی . البته همه اینها، باعث نمیشه که سیستم های خریدگروهی، به فکر کفه دوم نباشن که اگر نباشن، دیر یا زود نابود خواهند شد ( خدانکنه!)
          امیدوارم تو نسته باشه منظورم رو برسونم .
          درباره رفرنس های مطالعاتی برای بازاریابی : والا تو وب منابع کم نیست، کتاب هم در این حوزه کم جاپ نشه . اما متاستفانه معمولا خالی از اشکال نیستند . مواردی که بتونم پیشنهاد بکنم، واقعا کم هستند و قبل از اون باید نیاز و سطح دانش خودتون رو محک بزنید . اما پیگیری دو وبلاگ gozareha.com و thecoach.ir رو شدیدا توصیه می کنم .

          1. ممنون از توضیحات کمیلی.
            منابع خوبی معرفی کردید. دارم استفاده می کنم.
            کل صحبت های شما رو قبول دارم و از اونا نکته برداری و نتیجه نویسی کردم.
            فقط یه چیزی که باعث می شه باز هم من به بازاریابی فروشندگان (عرضه کنندگان کالا) اهمیت بدم اینه که، اول باید اسب رو خرید بعد سر در رو خراب کرد. بعبارتی اول باید عرضه کننده رو پیدا کرد و قرار و مدار با اون گذاشت و بعد آگهی و تبلیغات اساسی و اصولی اینترنتی برای مشتریان اون سمت (کاربرای استفاده کننده از تخفیف) پیدا کرد. البته یه جورای همزمان میشه روی هر دو طرف کار کرد. شروع بازاریابی فیس تو فیس با عرضه کننده کالا و شروع تبلیغات و صفحات واسط کاربری برای تکمیل فهرست ایمیل ها برای تحفیف گیرندگان.

            در هر صورت از توجه و اظهار نظر ساده و بی پیرایه شما ممنونم.
            هر جا هستید موفق باشید و مدیر بمونید.

  4. من والا یه بار خرید کردم از یکی از اینا اصلا راضی نبودم
    رفتیم رستوران تاگفتیم تخفیف داریم گارسونه دیگه اصلا محل هم نزاشت
    به فرهنگ ما نمیخوره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

پیشنهاد به شما