درباره‌ی نامه‌ی فروغ به شاهی

Forough.pngچند روز قبل، نامه‌ی «خصوصی» دیگری از فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان منشتر شد و پس از اون، سیل علاقه‌مندان به ادبیات معاصر و این دو بزرگوار، تحلیل‌های سطحی و عمقی خودشون رو ابراز کردند. من تاریخ‌پژوه نیستم و اطلاعات درباره‌ی ‌ماجرای عاشقانه‌ی این دو عزیز در سطحی نیست که بخوام به جرگه‌ی نظریه پردازان و تحلیل‌گران بپیوندم. مساله‌ی من اساسا ورای این نامه یا اطلاعاتی‌ست که میشه از پس این نامه و نامه‌های مشابه به دست آورد. موضوع من، حریم خصوصی و خوانش‌های معاصر از اونه.

ادامه خواندن “درباره‌ی نامه‌ی فروغ به شاهی”

مشکل عجیب من با همراه اول

تقریبا از همون روزهای اولی که خبر از فعال شدن سرویس ترابرد (جابجایی اپراتور تلفن همراه با حفظ شماره)‌ اومد، برای مهاجرت از همراه اول به ایرانسل اقدام کردم. دلیل و مشوق اصلی، تعدد سرویس‌های ایرانسل و البته اینترنت ۴g بود.

قصه‌ی ترابرد و مشکلاتم رو پیش‌تر این‌جا نوشتم و نوشتم که چرا بعد از یک‌ماه مجددا تصمیم گرفتم که به همراه اول برگردم. برگشتی که اگر می‌دونستم برام این همه داستان درست می‌کن، قطعا هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد.

ادامه خواندن “مشکل عجیب من با همراه اول”

چرا ترابرد کردم؟ و چرا دوباره ترابرد کردم؟!

فکر کنم جزء اولین آدم‌هایی بودم که درخواست ترابرد دادم. اپراتور من، همراه اول بود و سرویس اینترنتش کیفیت خوبی نداره و اصلا پایدار نیست. برای همین سریعا برای انتقال اپراتورم اقدام کردم و بعد از یک بازه‌ی تقریبا دو-سه هفته‌ای به ایرانسل منتقل شدم. همون‌طور که انتظارش رو داشتم، سرعت و کیفیت اینترنت قابل قبول و حقیقتا اصلا با همراه اول قابل قیاس نبود. اما چند مشکل خیلی عجیب باعث شد که کمتر از یک‌ماه بعد، تصمیم بگیرم که دوباره همراه اول برگردم:

  • پیغام عجیب!
    وقتی از اپراتور A به اپراتور B نقل مکان می‌کنید، وقتی مشترکی از اپراتور A با شما تماس می‌گیره با یه پیغام ۲۰ ثانیه‌ای مواجه میشه که «مشترک مورد نظر شما به اپراتور دیگری منتقل شده و هزینه‌ی تماس با آن فرد به صورت آزاد محاسبه می‌شود» یا یه همچین چیزی. تعداد زیادی از آدم‌هایی که به من زنگ می‌زدن، فکر می‌کردند که تلفنم در دسترس نیست یا که مسافرتم و عملا حجم زیادی از تماس‌هام رو از دست می‌دادم. حالا سوال اصلی اینه که واقعا هزینه‌ی تماس با اپراتور غیر مگه چقدر با اپراتور واحد تفاوت می‌کنه؟ واقعا این پیغام لازمه؟ اگر هست، چرا باید اینقدر طولانی باشه؟
  • آنتن‌دهی
    هرچند خیلی از دوستانم با من مخالفتند و معتقدند که آنتن‌دهی ایرانسل و همراه اول توفیر چندانی نداره (و حتی ایرانسل بهتره) اما به تجربه‌ی من و حداقل در محدوده‌هایی که من بیشتر تردد دارم، آنتن‌دهی ایرانسل به شدت ضعیف بود و عملا من تو مکالمه‌های عادی‌م دچار مشکل بود. این مشکلی بود که من ابدا با همراه اول نداشتم.
  • هزینه
    من حدود یک ماه روی اپراتور ایرانسل بودم و میزان مصرفم با قبل هیچ توفیری نداشت. اما جالبه که هزینه‌های مربوط به مکالمه و اینترتم تقریبا ۵۰ درصد بیشتر از مدت مشابه روی همراه اول بود، و من هیچ‌وقت نفهمیدم چرا!
  • مشکلات عجیب!
    من از وقتی که ترابرد کردم، اس‌ام‌اس‌های خدماتی (بانک، اسنپ و…) برام دلیور نمی‌شد. چندبار هم از طریق اپراتور و سرویس دهنده پیگیری کردم و طرفین معتقد و مدعی بودند که مشکلی نیست، اما به هر شکل و دلیل، من اس‌ام‌اس ها رو دریافت نمی‌کردم. بخاطر همین موضوع، یک روز تمام نتونستم به ایمیل دسترسی پیدا کنم (تایید دو مرحله‌ای)
    یا اینکه به ناگهان شماره‌ی من (که قبلا روی آی‌تونز وریفای شده بود) از تایید خارج شد و من دیگه نتونستم تاییدش کنم.

طبعا اگر مشکلات فوق‌الذکر وجود نداشت، من کماکان از سرویس‌های مختلف ایرانسل استفاده می‌کردم و از اینترنتش (به عنوان اصلی‌ترین مزیت رقابتی نسبت به همراه اول) لذت می‌بردم. اما متاسفانه نشد آنطور که باید می‌شد.

اتفاق عجیب: من دو روزه که دوباره به دامان همراه اول بازگشتم و علی‌الظاهر همه‌چیز درسته الی یک چیز: اینترنت! به طرز عجیبی، اینترنت سیم‌کارت من قطعه و با هیچ حربه و ترفندی هم وصل نمیشه. گویا همراه اول علت مهاجرت من و مشکلاتم رو فهمیده و حالا می‌خواد تلافی کنه : ))

درباره‌ی وبلاگ نوشتن

از اولین باری‌که تجربه‌ی وبلاگ نوشتن و مزه‌ی خوانده شدن رو کسب کردم، چیزی قریب به ۱۳ سال می‌گذره. متاسفانه خودم هم دسترسی به چیزهایی که اون سال‌ها روی پرشین بلاگ و بعدا روی بلاگفا نوشتم ندارم و همین گاهی غصه‌دارم می‌کنه. سالیان از اون ایام گذشت و من چندبار اسباب‌کشی کردم تا سر منزل به این‌جا رسیدم. پنج سال هست که «بناست» وبلاگ بنویسم، اما حاصلش شده ۶۵ پست منتشر شده و ده‌ها مطلبی که نصفه کاره باقی مانند و هیچ‌وقت به جایی نرسید که دلم بخواد منتشر کنم.

ادامه خواندن “درباره‌ی وبلاگ نوشتن”

کوله پشتی من برای سال ۹۵

قبل از اینکه شروع به نوشتن این مطلب کنم، کوله‌پشتی دوسال پیشم رو خوندم و یکّه خوردم. خیلی مثل امروز فکر می‌کردم و حقیقا انتظارش رو نداشتم. خوشحالم که دوسال پیش کوله‌پشتی‌مو به پیشنهاد امیرمهرانی بستم و بدون اینکه خودم خیلی حواسم باشه و حتی بخوام، همراهم بوده و ازش استفاه کردم. خوشحالم که دوسال پیش چیزی نوشتم که باعث شد این‌روزها -برخلاف زمان نوشتنِ آن کوله‌پشتی- روزهای خوبی باشند. مرسی امیر :‌-‌) ادامه خواندن “کوله پشتی من برای سال ۹۵”

چرا باید وبلاگ بنویسیم یا ننویسیم؟

از روزهایی که به طور مستمر و دنباله‌دار وبلاگ می‌نوشتم، خیلی گذشته. یادم هست که تا همین دو-سه سال قبل، اولین کاری که هرروز انجام می‌دادم، سر زدن به فیدریدم بود تا ببینم «دنیا دست کیه؟» و آدم‌ها و رسانه‌هایی که دوست‌شان داشتم و نداشتم، درباره‌ی آنچه «امروز و حالا» مطرح هست، چه گفته‌اند و چه نوشته اند. گاهی هم سر ذوق می‌آمدم و خودم را به نحوی قاطی بازی‌شان می‌کردم. یا در وبلاگم و یا در همان گودر (گوگل ریدر)‌ چیز یا چیزکی می‌نوشتم و منتظر می‌ماندم که ببینم بقیه چه می‌گویند و احیانا در جوابش چه می‌نویسند. ادامه خواندن “چرا باید وبلاگ بنویسیم یا ننویسیم؟”