کاربردهای متفاوت نوت‌پد

اگر یادتون باشه، چند وقت پیش اینجا درباره‌ی استفاده از نوت‌پد به عنوان ابزاری برای مدیریت فعالیت‌ها و وظایف نوشتم. مینیمالیسم به طور مشخص روی استفاده‌ی بهینه از حداقل ابزارها تمرکز داره و همیشه توی این مبحث، میشه پیشنهادهای هیجان انگیزی برای ارتقای راندمان و بهره‌بری، ساده‌سازی و کاربری ادغامی پیدا کرد.

من مدتهاست که یخش اعظمی از کارهام رو که به متون مختلف مربوط میشه رو دارم با “یک” فایل نوت‌پد انجام میدم که مدیریت وظایف، یکی از اونهاست. اما کارهای ساده، مهم و جذاب دیگه‌ای هم هست که میشه با همین فایل کوچولو انجام داد. ادامه خواندن “کاربردهای متفاوت نوت‌پد”

زمستان و حیوانات شهری

هوا که سرد میشه، حیوون‌های شهرمون برای تهیه‌ی غذاشون با مشکل مواجه میشن. گربه‌ها، سگ‌ها و پرنده‌ها توی این فصل سال و خصوصا در مواقع بارش برف و بارون، واقعا عذاب میکشن و بیشتر از همیشه به کمک ما آدم‌ها نیاز پیدا می‌کنند.

یه کارهای کوچیکی هست که ما میتونیم با صرف کمترین وقت و هزینه انجام بدیم تا زندگی کردن تو این فصل سخت رو برای این کوچولوها آسون‌تر بکنیم. چیزهایی که به ذهن من میرسن، اینهان:

  1. پسماندهای غذاهای روزانه‌ی ما، میتونه غذای خوبی برای گربه‌ها و سگ‌ها باشه. یه ظرف پلاستیکی رو یه جای مشخص نزدیک خونتون بگذارید و روزی یک یا دو بار، باقی‌مونده‌ی غذاتون رو توش بریزید. ترجیحا جایی دور از رفت و آمد و سطل‌های آشغال شهرداری باشه که مشکلی رو برای کسی ایجاد نکنه.
  2. برنج پخته یا بهتر از اون، بلغور گندم برای گنجشک‌ها، یاکریم‌ها و کفترها بهترین غذای ممکنه. یه کیلو بلغور گندم میتونه برای غذای یک هفته‌ی ده تا پرنده کافی باشه. هزینشم خدا رو شکر کمه (کیلویی ۱۰۰۰ تومن) و میشه راحت تهیه کرد. بهترین جا برای غذادادن به پرنده‌ها هم پشت پنجره‌هاست.
  3. ما توی پارکینگ ساختمونمون یه جعبه‌ی بزرگ گذاشتیم که گربه‌ها شبها میان اون تو میخوابن و فکر کنم کلی از این خونه‌ی موقتشون راضین. اگر تو محل زندگی شما هم اینطور کاری مقدوره، سریع دست بکار بشین.
  4. پرنده‌های کوچیکتر، در مقابل سرما آسیب پذیرترن و ممکنه نتونن جای مناسبی رو به عنوان پناهگاه پیدا کنند. اگر بتونید سرپناهی براشون پشت یکی از پنجره‌هاتون در نظر بگیرید، لطف خیلی بزرگی کردید. آشیانه‌های آماده‌ی بزرگ بین چهل تا صد هزارتومنه و میتونه برای بین ۱۰ تا ۲۰ پرنده (بسته به نوع پرنده‌ای که سراغش میان) تبدیل به خونه‌ی زمستونیشون بشه.
  5. بیشتر مواظب حیوون‌ها باشید. به خاطر مشکل کمبود غذا، اونها مجبورن کمی بیشتر به ما نزدیک بشن. مثلا سگ‌ها که معمولا یه فاصله‌ی حداقلی رو با آدمها حفظ میکنن و اکثر گربه‌ها که خیلی به آدمها نزدیک نمیشن، ممکن به خاطر گرسنگی اطراف شما بدونند و با زبونِ بی‌زبونی درخواست غذا کنند. موقعی که میخواین سوار ماشین بشین، مطمئن بشین که حیوونی زیر یا توی ماشینتون نیست. موقع حرکت هم یخورده بیشتر حواسشون به گربه‌ها باشه که زیرشون نکنید.

پی‌نوشت:

  • خوندن این مطلب رو در راستای همین موضوع پیشنهاد میکنم.
  • اگر موردی به نظرتون میرسه، بگین که به متن بالا اضافه کنم
  • رسانه شمائید!

ایده: اشتراک وسایل اضافی

باید اعتراف کنم که آدم منظمی نیستم و معمولا، کشوها و فایل‌هام، چه توی شرکت و چه توی خونه چندان مرتب نیستند. هر چندوقت یک‌بار که این شلوغی و اذحام از حد خارج میشه و جا برای وسایل ضروریم کم میارم، جهاد می‌کنم و چیزهایی که بهشون نیاز ندارم یا به هر نحوی نگه داشتنشون رو به صلاح نمی‌بینم، می‌ریزم دور. خیلی وقت‌ها هم واقعا از این کارم احساس عذاب وجدان می‌کنم، چون می‌دونم چیزی که من بهش نیازی ندارم و برام دیگه ارزشی نداره، می‌تونه برای یکی دیگه ارزشمند باشه و به نحوی بهش کمک بکنه. مثلا چند وقت پیش چند تا سی‌دی‌رام داشتم که به هیچ شکلی به درد خودم و اطرافیانم نمی‌خورم و ناچار شدم بندازمشون دور. ادامه خواندن “ایده: اشتراک وسایل اضافی”

مقاله هفته (۱) پنج سوال که هرروز باید از خود بپرسید

shutterstock
تصویر از شاتر استاک

آخر وقت هرروز، این سوال های ساده رو از خودتون بپرسید. تکرار این کار، باعث میشه که به فردی بهتر و موفق تر تبدیل بشید:

۱- بهترین اتفاقی که امروز براتون افتاد چی بود؟
چه چیزی شما رو واقعا خوشحال یا راضی کرد؟ چه کاری باعث شد که احساس خوبی بهتون دست بده یا پیشرفت قابل توجهی بدست بیارید؟

یکبار دیگر به اوقات خوشی که در روز داشتید فکر کنید. ما باید تا می‌تونید لحظه های خوب و این چنینی رو توی زندگیمون خلق و تکرار کنیم، فلذا به اتفاقاتی مثبتی که براتون پیش اومده فکر کنید و سعی کنید اونها رو تکرار کنید. ادامه خواندن “مقاله هفته (۱) پنج سوال که هرروز باید از خود بپرسید”

دنیا خیلی بزرگ است، یا ما خیلی کوچکیم

برداشت اول )
من معمولا عادت به خلاصه نویسی و نوت برداری از کتابهایی که میخونم ندارم. اما اگر با اصطلاح، اسم یا موقعیتی روبرو بشم که برای ناآشنا باشه یا فکر بکنم که برای جذابه که بیشتر دربارش بدونم، گوشه‌ای یادداشتش می‌کنم تا بعدا بتونم دربارش تحقیق کنم. این کار رو وقتی مجله یا مقاله‌ای هم می‌خونم انجام میدم، همینطور موقع وبگردی. گاهی وقت‌ها خوندن یه مقاله‌ی دو صفحه‌ای، من رو به چند کتاب و چندده مقاله جدید می‌رسونه که گاها اصلا مربوط به موضوع اولیه نیست. همین مساله باعث میشه که حوزه‌هایی که من الان درگیرشون هستم، خیلی زیاد و کاملا متفاوت از هم باشند. ادامه خواندن “دنیا خیلی بزرگ است، یا ما خیلی کوچکیم”

ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش اول

امروز صبح و تو مسیر شرکت، داشتم به این فکر می‌کردم که چطور میشه روز بهتری داشت. خیلی اتفاقی، اولین صفحه‌ای که امروز جلوم باز شد، یکی از مطالبِ قدیمیِ وبلاگ محبوبم، ذن‌هبیت بود که خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم که با شما به اشتراک بگذارم.

داستان این پست، اینه که آقای نویسنده یک روز صبح، زمانیکه داشته بچه‌هاش رو به مدرسه می‌رسونه، احساس می‌کنه که خیلی مضطربه و استرس زیادی داره. به خودش که میاد، متوجه میشه که داره به میلیون ها چیز مختلف فکر می‌کنه و بچه‌هاش خیلی آروم روی صندلی عقب ماشین نشستند.

بعد با خودش سبک سنگین کرده و دیده وقتی افکارش، جاهای مختلفی هستند و تا زمانیکه که نمی‌تونه اون‌ها رو جمع و جور کنه، لحظات مهم و ارزشمندی رو که در کنار بچه‌هاش هست رو داره از دست میده.

بعد تصمیم میگیره که لحظاتی که درش هست رو تغییر بده که در عمل، کل روزش رو با ایجاد تغییر در هر لحظه تغییر میده. خودِ این آقا میگه که بی‌خیال باقی کارهای روزم شدم و شروع کردم با بچه‌هام، آهنگ هایی که دوست دارند رو خوندن! ادامه خواندن “ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش اول”

استارت‌آپ، استارت‌آپ ویکند

۱- استارت‌آپ

راه‌اندازی کسب و کار، همیشه و برای همه جذاب بوده و هست. حتی آدم‌هایی که از قدرت ریسک بالایی برخوردار نیستند و مایلند سمت مشاغل معمولی و با ضریب اطمینان بالاتری دربرابر شکست برن هم، ایده‌هایی برای کار مستقل دارند. در حوزه‌ی وب این مساله خیلی پررنگ‌تره و افراد، تمایل و رغبت خیلی بیشتری برای سرمایه‌گذاری و ایجاد کسب و کار جدید از خودشون نشون میدن، چون‌‌که به نسبت سایر فضاهای تجاری به سرمایه‌ی کمتری نیازداره و از توسعه پذیری به مراتب بالاتری برخوردار هست..

مفهموم استارت‌اپ، هرچند عمرش از اینترنت بیشتره، ولی با رشدِ اون، همه‌گیر و مطرح شد. کمی که به دور و بر خودمون نگاه بکنیم و به برندهای مشهور تکنولوژی و آی‌تی دقیق بشیم، می‌بینیم که بسیاری از اونها ( تقریبا همشون ) از محیط های خونگی و با بودجه‌های بسیار پایین شروع کردند. گوگل، اپل، مایکروسافت و بسیاری دیگه در این گروه قرار دارند که الان همگی جزء بزرگترین برندهای دنیا محسوب میشن.

ادامه خواندن “استارت‌آپ، استارت‌آپ ویکند”

تو هنوز گیاهخواری؟ا

تقریبا دو ماه از روزی که تصمیم گرفتم مصبب کشته شدن و یا آزار دیدن حیوانات دیگه بخاطر غذا خوردن نشم میگذره. بر خلاف تصورم، آسون‌تر و لذت‌بخش تر از اونی گذشت که انتظارش رو داشتم و برخلاف تصور دوستان و اطرافیانم، هنوز زنده و البته سرحالم.

البته مسائل و سختی‌هایی هم بوده و هست که بزرگترینش، کنار اومدن با برخی از نزدیکان (بخوانید تمام نزدیکان) سر این مساله‌است. گروه اول، خانوادم هستند که برنامه‌ی غذایی مشترکی باهاشون داشتم و حالا، کاملا جداشدم. بخشی از فشار و سختی این تغییر رو مادرم متحمل میشه و مجبوره عمومِ وعده‌های غذایی، دو نوع غذا تدارک ببینه. گروه دوم، دوستانم هستند که تا پیش از این، مشکلی سر اینکه ” کجا غذا بخوریم” یا اینکه “چی بخوریم” با هم نداشتیم و حالا این یکی از دغدغه‌های ماست. به شخصه با این مساله مشکل دارم و از اینکه چندباری باعثِ این شدم که دوستام نتونن غذای مورد علاقشون رو بخورند یا جای مورد پسندشون رو بریم ناراحتم. اما چیزی که بیشتر منو به فکر فرو میبره، این سواله که ” تو هنوز گیاهخواری؟ ” ادامه خواندن “تو هنوز گیاهخواری؟ا”

بهترین تسک منیجر دنیا

تسک منیجر چیه؟ نرم‌افزار یا اپلیکیشنی که میشه به کمک اون وظایف و برنامه‌های روزانه رو یادداشت و مدیریت کرد. در واقع نسخه‌ی نرم‌افزاری کاغد و خودکار خودمونه که البته هنوز هم خیلی ها ترجیح میدن از همون روش سنتی استفاده کنند. تنوع این نرم‌افزارها خیلی بالاست و توی سطوح مختلف وجود داره. از RTM که دیگه امکانی رو نمیشه تصور کنید که روی اون نباشه یا Gnotes که یه اپ ساده‌ی اندویدیه که حداقل‌های مورد نیاز رو در اختیارتون قرار میده.

استفاده از تسک منیجرها به هر شکل و روشی کاملا اجتناب ناپذیره، خصوصا اگر که مشغول به پروژه‌های مختلف باشید یا برنامه‌های متنوعی تو زندگیتون وجود داشته باشه. اما نکته‌ی مهم اینه که بین این همه نرم افزار که همه ادعای بهترین بودن رو دارند، کدوم رو باید انتخاب کرد؟

تسک منیجر ها یا هر سیستمی که با این هدف به کار گرفته میشه، در اصل سه هدف کلی رو باید پوشش بده:

۱- مدیریت وظایف: به معنای ثبت و دسته بندی و اولویت بندی وظایف
۲- یادآوری وظایف: که در زمان مشخص شده، کار معین رو بهمون یادآوری کنه.
۳- نظم‌دهی به وظایف: هدف اصلی اینه که از پراکنده کاری و فعالیت‌های غیرهدفمند پرهیز کنیم . پس نوشتن اونها میتونه کمک زیادی بکنه. ادامه خواندن “بهترین تسک منیجر دنیا”

ماجرای ماه و پپسی

چند روزی هست موضوع نقش بستن لوگوی پپسی روی کره‌ی ماه دهن به دهن ( گوشی به گوشی، پروفایل به پروفایل و توییت به توییت ) میچرخه. مساله خیلی مهم نبود، در واقع اینقدر ساده و مشخص بود که حتی من، که کمترین دانش و بینشی نسبت به نجوم ندارم هم تونستم بفهمم که این مساله شدنی نیست. فکر کردم که این هم، مثلا هزاران مورد دیگه، چند صباحی سوژه‌ی طنازی دوستان میشه و بعد هم از یادها میره. اما مساله زمانی مهم شد، که دوستان مساله رو جدی گرفتند. دعوت میکردند به حضور شبانه روی پشت بام و دیدن ماه و هیجان زده شدن از پیشرفت علم.

این مساله شدنی نبود، پس اتفاق نیافتاد، در نتیجه آب هم از آب تکون نخورد. اما یکبار دیگه مساله‌ی مهمی رو گوشزد کرد : ما فکر نمی‌کنیم یا ما عادت به فکر کردن نداریم

به اشتراک گذاشتن یک استتوس یا اس‌ام‌اس که به نظرمون جالبه و می‌تونه برای دیگری هم جالب باشه، معمولا کار بدی نیست. اما جایگاه تعقل کجاست؟ آیا لازم نیست زمانیکه میخوایم موضوعی رو به غیر انتقال بدیم، به صحتِ اون قدری فکر کنیم ؟ جدای از اینکه نشر اکاذیب میتونه دیگران رو هم گمراه کنه و این به خودیِ خود مشکل‌ساز هست، تصور و برداشت دیگران از ما رو به چه شکلی تغییر می‌کنه؟

یاد بگیریم که فکر کنیم، شتاب‌زده قضاوت نکنیم و بی دلیل باور نکنیم.